كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/۳٠

شب شيشه اي مي شكند!

      برنامه شب شيشه اي را اوايل كشف با حرص  و لع شروع به ديدن كردم. دو سه قسمتي گذشت حرصم خوابيد. رشيدپور را دوست داشتم برخلاف نمونه ديگرش ف. ح. كه احساس مي كردم اهل تملق نيست و ريا در كارش موج نمي زند. اينك نيز اين اعتقاد را دارم. مي دانم دست و پايش بسته است. ولي دست و پا بسته از آزادي دم زدن آب در هاون كوبيدن است.  سعي كردم منتقدانه نگاه كنم.  بالاخره بعد از چند قسمت كه الان يادم نيست درست چند قسمت شده ولي بعضي هاش يادمه از جمله باران كوثري، احمد توكلي، رادان بهرام و سردار!، فراهاني، جاسبي، فيروز كريمي، شهاب حسيني، گودرزي، ... سعي كردم يك مشت خاك از نوع مرغوبش خاك قبرستون- پيدا كنم و دوباره به خودم بگويم خاك بر سرت كه هر چه گول مي‌خوري و تحقير مي شوي باز همان قدر بي شعور باقي مي ماني.

  1. در نظر سنجي ها به خصوص وقتي اطميناني از پيش مسجل وجود دارد- با اين شكل است كه اين مهمان شيشه اي ما خيلي خيلي ماه است يا خيلي خيلي گوگوري مگوري است. پيام كوتاه به 3000055 بفرستيد و بگوييد كه چرا اين مهمان ما از خودش خيلي بهتر است! مثلا فلاني در اجرا موفق است يا بازيگري ... خدايا من دلم مي خواهد بگويد هر دو يا هيچ كدام. آقا ايشان توي هيچ كدام موفق نيستند به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را. البته ظاهرا جاسبي استثنا بود و گويي توصيه شده كه البته وسط كار مجري به التماس افتاد كه اس ام اس فرستان حرفه اي بفرستيد كه دوستش داريد.

  2. در سوالات مدام قسم حضرت عباس كه ما هيچ محدوديتي نداريم كه چه سوالي را بپرسيم. محض رضاي خدا يكبار سوالات  مپرس و مگوي مردم را هم از اين جنابان بپرسيد. به خصوص آقاي توكلي، جاسبي شكست خورده گان هميشگي ميان مردم  در انتخابات رياست جمهوري-.

  3. در انتخاب سوژه ها بررسي نشان مي دهد بيشترين آدم ها از طيفي هستند كه دغدغه اصلي مردم نيستند. سينمايي ها كه احترام خودشان و هنرشان واجب آيا دغدغه اصلي مردم هستند. آيا سوالا ت واقعي مردم را از افرادي چون... پرسيده اي؟ دعوت كرده اي؟ مي تواني دعوت كني؟ ليست سياه نداري درست. آيا خودت هم براي خودت ليست سياه درست نكرده اي؟

  4. در پاسخ گويي به پيام هاي كوتاه رسيده هر جا انتقادي باشد مثل اسپند از جا مي پري و هر جا تعريف و تمجيدي باشد متواضعانه دست بر سينه برده و مخلصيم و چاكريم گويان سر تعظيم فرود مي آوري. حتي تا اين اندازه كه طاقت نمي آوري مرا رها كن از اين فكر تنهايي را چرا تكرار مي كني به پرخاش پاسخ مي گويي. كه سليقه من است ( و به شما چه مربوط  كه مجبوريد برنامه مرا ببينيد سليقه شما اهميتي ندارد )

  5. از مجموع ميهمانان شايد كم تر از انگشتان دو دست دغدغه مردم بوده اند.

  6. و به اندازه موهاي سرت دغدغه كه بيرون گودند و تو نمي تواني بدعوتي!

  7. براي محكم كردن جاي پاي خود مدام در حال تعريف از مديراني هستي كه هيچ تذكري به تو نداده اند و نمي دهند ...

  8. در پاسخ به سوال از ميهمان سراينده ات كه مردم مي گويند فلاني حتما پارتي كلفتي دارد كه در همه سريال ها سراينده است خود چه پاسخي براي مردم داري ...

  9. هر چه پيش مي رود سوال ها تكراري و تپق ها بيشتر مي شود.

  10. مجري در برنامه هاي جديدتر كاملا عصبي به نظر مي رسد حتي پشت آن خنده هاي نخودي.

  11. ... كاش يكبار براي هميشه درك و شعور تماشاگر هم محترم مي بود.

 

( بدون ويرايش )



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner