كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٧/٢٧

برگرفته از: نارنجی

نت بوکی با نمایشگر دوقلو

By Marzieh Moosazadeh   
Wednesday, 14 October 2009

netbook_narenji_ir.jpg 

شرکت Kohjinsha یک نت بوک با صفحه نمایشگر دوقلو ساخته است. این محصول در نمایشگاه CEATEC ژاپن در معرض دید بازدید کنندگان قرار گرفته است.

 

نمایشگر های این نت بوک 10.1 اینچی است. ویژگی های کیفی این محصول به گونه ای است که در صورت عدم نیاز به استفاده از نمایشگر دوم، به آسانی به زیر نمایشگر اصلی لغزیده و با ظرافت تمام در آنجا جای می گیرد.

 

سیستم عامل این محصول ویندوز 7 و پردازشگر 1.6 AMD Athlon Neo MV-40 انتخاب شده است. 4 گیگا بایت حجم حافظهRAM و 160 گیگا بایت حجم حافظه هارد دیسک برای این محصول در نظر گرفته شده است.

 

این نت بوک هنوز در مرحله طرح اولیه است. از ویژگی های دیگر این محصول می توان به وزن و ضخامت کمتر آن نسبت به یک نت بوک تک نمایشگری اشاره نمود. این شرکت هنوز خبری قطعی از راه اندازی خط تولید انبوه این محصول و قیمت تمام شده آن ارائه نکرده است. اما طرفداران کار دو مانیتوره حتما از ساخت چنین محصولاتی خوشحال خواهند شد.

 

منبع



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٧/٢٧

پهنای باند به عنوان حقوق بشر، جادی میرمیرانی، اعتماد

خبری که هفته قبل جهان اینترنت را تکان داد این بود؛ «دولت فنلاند طرحی را تصویب کرده است که طی آن هر فرد فنلاندی از سال 2010، باید به عنوان بخشی از حقوق شهروندی، به اینترنت با سرعت یک مگابیت بر ثانیه دسترسی داشته باشد.» این قانون، بخشی از قانون بزرگ تری است که دسترسی به اینترنت 100 مگابیت بر ثانیه را تا سال 2015 به عنوان بخشی از حق شهروندی هر فرد فنلاندی به رسمیت می شناسد.

برای درک بهتر از سرعتی که تا چند ماه بعد، حق قانونی هر شخص فنلاندی خواهد بود، کافی است بگوییم که این سرعت 10 برابر بیشتر از حداکثر سرعتی است که در ایران یک فرد می تواند در قبال پول بخرد. سرعت پیش بینی شده تا سال 2015، هزار برابر آن است و کماکان رایگان.

شاید فنلاند دارای بالاترین سرعت اینترنتی باشد که یک دولت به عنوان حق انسان ها به رسمیت شناخته اما اولین کشوری نیست که پهنای باند را برای شهروندانش به یکی از حقوق بشر تبدیل کرده. از سال 2003 که «همایش جهانی جامعه اطلاعاتی» برگزار شد، کشورها شروع کردند به اضافه کردن «حق دسترسی به پهنای باند و اینترنت» به حقوق بشر و حتی در مواردی مانند یونان، این حق به قانون اساسی کشور هم راه یافت. بخش پنجم قانون اساسی یونان می گوید هر فرد یونانی باید حق داشته باشد در جامعه اطلاعاتی مشارکت کند و فراهم کردن این امکان را برعهده دولت می گذارد. کشورهای دیگری که حق دسترسی رایگان و سریع به اینترنت را به قوانین خود اضافه کرده اند عبارت هستند از فرانسه و استونی.

اما آیا واقعاً اینترنت یک حق است که دولت موظف باشد آن را در اختیار تک تک شهروندان قرار دهد؟ به نظر من بله. اینترنت تا چند سال قبل یکی از ابزارهای ارتباطی بود و این روزها اصلی ترین ابزار ارتباطی.

نیازی به پیش بینی کارشناسی ندارد که اینترنت در آینده بسیار نزدیک، آنقدر در دنیا گسترش پیدا خواهد کرد که به تنها ابزار ارتباطی قابل اتکا بدل خواهد شد و در آن هنگام عدم دسترسی تکنیکی یا نداشتن دانش استفاده از اینترنت، انسان را از یکی از اصلی ترین جنبه های انسانیتش یعنی ارتباط محروم خواهد کرد. در آن روز، دسترسی به اینترنت با پهنای باند بالا تنها راه برای تاثیرگذاری روی تمامی جنبه ها- از اقتصاد تا سیاست- خواهد بود. به همین دلیل است که کشورهایی همچون استونی که تا 10 سال قبل به شکل سهمیه بندی از تلفن استفاده می کردند، حالا در سفرهای بین شهری با دیدن علامت های آبی در کنار اتوبان ترمز می کنند تا ای میل هایشان را بخوانند و تک تک مردم فنلاند دیگر تا آخر عمر نیازی به تمدید اشتراک یا فکر کردن به نحوه تهیه اینترنت سریع نخواهند داشت و دولتمردان فرانسه و سوییس در حال اضافه کردن دسترسی به اینترنت به عنوان یکی از حقوق بشر هستند.

انسان بدون ارتباط، انسانی زندانی و غیرتاثیرگذار است و در دنیای آینده، تنها کشورهایی موفق خواهند بود که انسان هایی آزاد و فعال داشته باشند. فراهم کردن دسترسی به اینترنت با سرعت بالا برای تک تک افراد جامعه، چیزی تجملی نیست بلکه شرط سربلندی دولتی است که می داند اگر مردم حرف بزنند، او را سربلند خواهند کرد.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٧/۱٤

 

موضوعاتی برای پژوهش

      هر کدام از موضوعات درباره چیست؟ روش نصب آن یا اجرا یا عضویت در آن چگونه است؟ چه خدماتی ارایه می دهد؟ چگونه می توانیم از خدمات آن استفاده کنیم؟ چه امکانات و قابلیت هایی  دارد؟

       دانشجویان محترم لطفا یک موضوع را انتخاب و به اینجانب ایمیل بزنید و پس از دریافت تایید نسبت به انجام پروژه اقدام فرمایید.

Friensster


Flicker

 

Bebo


Social web & Network


Foxmarks


ADSL (Shared & Dedicated)

 

WiMax & Wi-Fi


Yahoo 360*


Web 2.0


Blogging (Weblog)

 

Fire Fox & Ads One in Fire Fox


Magnolia


Stumble Upon


My space

 

Friend feed


Digg (Digg It!)


Wikipedia


iGoogle

 

Yahoo Buzz!


Foxiewire


Delicious


Face book

 

Teacher Tube


eBay


Google reader


Twitter & Tweetag

Micro blogging


نرم افزارهای تخصصی رشته  تحصیلی

Network Topology


Windows 7.0

Hi5

Tripit

Power.com

Blip.Com

Loopt

Boxee

Qik

Internet TV

Information Society

موضوعات خاص  پس بررسی و تایید قابل ارایه خواهد بود

 



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٧/٦

باز هم مهر آمد آغاز سلطان فصل ها پاییز، همیشه مهر که می شود دلم می تپد می گیرد یاد سال های دور می افتم یاد مدرسه موقوفه ی فرمانفرمانیان یاد باغ ملی یاد آقای میرزایی خانم سپهری خانم موسوی آقای شاهی، خانم روشن که همیشه روسری به سر داشت ... یا ناظم مدرسه که هیچ وقت اسم درستش را نفهمیدیم ماه پی بود چی بود نمی دونم آقای سیکارودی فتح الله ... ولی بیشتر از همه همان آقای میرزایی با آن لهجه ی غلیظ آذری که با ترکه ای در دست که همیشه از درختان باغ ملی برایش می چیدند می گفت ساچیت ...یعنی ساکت یا خانم موسوی و سپهری معلم های شیک پوش و زیبا که به خصوص من آن لباس زرد خانم سپهری را خیلی دوست داشتم که تویش زیباتر و مهربان تر می شد. حیف همه چیز رفت و تمام شد ...

روز اول مهر اول دبستان راه افتادم راه طولانی محله را تا رسیدن به باغ ملی و مدرسه فرمانفرمانیان توی راه پسری را دیدم اسمش را پرسیدم گفت رضا ملکی هستم و من هم خودم را معرفی کردم الکی با ملکی دوست شدیم کسی که همین اواخر شنیدم به خاطر اعتیاد بدخیم سنکوب کرد و رفت به دیار راستکی . شدیم دوست های مدرسه رفتیم مدرسه ... وارد حیاط شدیم ... زنگ زدندند ..دانگ دینگ ..دینگ دانگ ..یک چکش و یک صفحه فلزی پرجم را بالا بردند و شد وقت کلاس بندی اسم اولین نفری را که خواند در بین هزار نفر من بودم فلانی کلاس یک یک ... نمی دانستم یعنی چه چکار باید بکنم به لطف راهنمایان کلاس پنجمی یعنی قلتشن های گردن کلفت مدرسه راهنمایی شدیم به داخل کلاسی... نگاه کردم به میزها و نیم کت ها کهنه خیلی بی قواره و بلند بالا من هم کوچولو .. ولی آهان ...این یکی خیلی عالی بود یک صندلی و یک میز تمیز تنها در کناری رفتم نشستم روی آن صندلی همه آمدند یکی یکی و نشستند ... آقای میرزایی آمد اول از همه ... ساچیت ... بعد رو به من کرد گفت چرا اینجا نشسته ام من هم صادقانه گفتم اینجا خوب و تمیز بود خوشم آمد ... گفت پاشو پاشو برو اون ته روی اون نیمکت آخریه بشین ... دیگه هیچ جارو نمی دیدم همه چیز برام مثل دیوار بود اصلا قدمون به اون میزهای بلند قد نمی داد. چهار نفری با هم توی یک میز و کیف هامون یعنی اون کیف های یغور و خرسمبک و زمخت اون وقتا توی جامیز جا نمی شد ... هر کی زورش کمتر بود کیفشو میذاشت پایین. مثل ما.

***

مبصر برو از باگ ملی ( باغ ملی) یه ترکه بچین بیار ...

***

... دفترهای های نگاشیشونو در بیارن... ساچیت گفتم ... مگه نمیفهمی... بعد صدای ترکه که که روی کمر میز فرود می آمد...

روی تخته یک تصویر  موز و یک تصویر گلابی با گچ کشیده می شود

همه بکشن البته ب با فتح غلیظ

من هم که نمی دانم چکار باید بکنم دفترم را برمی دارم می رفتم پیش آقا اجازه

ببخشید آقا اجازه چیکار باید بکنم

... یک نقطه تیره و دو تا خط تیره

می شود اولین صفر و اولین نقطه ی تیره در زندگی جوری که هیچ وقت خاطره اش از خاطرت نرود همین ...

من هم با خوشحالی این شاهکار را می برم که به پدر و مادرم نشان دهم که معلم چه قدر به من توجه داشته لطف داشته و برای من چیزی به یادگار در دفترم گذاشته

...

دل توی دلم نیست تا برسم و شاهکارم را نشان دهم

...

توی راه برادرم را می بینم کلاس سوم است می پرسد از ماوقع شاهکارم را نشان می دهم ... ناراحت می شود و می گوید این صفر است و نباید به کسی نشان داد و شاهکارم را پاره می کند

...

این هم می شود اولین آموزش من در سیستم آموزشی یعنی یاد بگیرم چگونه صفرها را پاره کنم دروغ بگویم و قس علی هذا

...

هر چه بود آن خاطرات گذشت و تمام شد دلم برای همه آنها تنگ شده است آقای میرزایی، خانم سپهری و موسوی، روشن ... آقای شاهی هر کجا هستید امیدوارم سلامت باشید اگر می توانستم ببینمتان خیلی خیلی خوشحال می شدم...

...

ولی این مهر که مهر نیست مهر پاییز نیست پاییز مهر است و دلم به مهر نمی رود هنوز برای بچه هایی که پدر، مادر برادر یا خواهرشان را از دست دادند معلمشان استادشان و کلاشان ... خدا به همه ما صبر و بینش و دانش عنایت کند  تا مهری سبز داشته باشیم

...

شاگرد کوچک شما



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner