كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۳٠

هرآنچه باید در مورد بلوتوث ۳ بدانید

شبکه و وایرلس
نوشته شده توسط بهداد   
پنجشنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۰۰

وعده‌ها به سر رسید و بالاخره بهترین و آخرین نسخهٔ بلوتوث، بلوتوث ۳ به صورت رسمی معرفی شد. بلوتوث ۳ از پروتکل 802.11 استفاده می‌کند که دستگاه‌های WiFi و روترها از آن استفاده می‌کنند.
همین پروتکل باعث بالا رفتن ارزش بلوتوث ۳ می‌شود، بلوتوثی که فقط به درد جابجایی چند فایل صوتی یا تصویری در گوشی‌ها استفاده می‌شد، حالا می‌تواند فیلم‌های شما را از دوربین‌های فیلمبرداری HD گرفته و آنها را بر روی تلویزیون HDTV شما نمایش دهد، یا همهٔ پرونده‌های صوتی لازم شما را به Mp3 Player شما منتقل کند و ...
در حقیقت، لایهٔ انطباقی پروتکل ۸۰۲.۱۱ سرعت انتقال داده را به «۲۴ مگابیت بر ثانیه» می‌رساند.


بلوتوث ۳ نسبت به نسخهٔ ۲.۱ (که در بیشتر گوشی‌های بازار پیدا می‌شود) نیاز به باتری بیشتری دارد ولی به دلیل استفاده از پروتکل ۸۰۲.۱۱، در هنگامی ماژول بلوتوث غیرفعال است، به باتری کمتری نسبت به ۲.۱ نیاز دارد.
اگر می‌خواهید بدونید که امکان ارتقای بلوتوث ۲.۱ به ۳ وجود دارد یا خیر؟ باید به این نکته توجه کنید که از نظر علمی این امر امکان دارد، ولی حتی فکرش را هم نکنید که بخواهید بلوتوث گوشی یا PMP خود را ارتقا دهید! از طرف دیگر، کامپیوترها شانس بیشتری دارند! اگر کامپیوتر یا لپ‌تاپ شما بلوتوث ۲.۱ و کارت شبکهٔ وایرلس 802.11 Wifi دارد! می‌توانید امیدوار باشید که سازندهٔ بلوتوث و وای‌فای‌تان به قکر ارتقای Firmware دستگاه‌های خود باشد! در اینصورت می‌توانید از بلوتوث ۳ بهره ببرید!


نکتهٔ دیگری که باید اشاره کرد اینست که بلوتوث ۳ احتمالا همه‌گیر خواهد شد! یعنی دیگر فقط در لپ‌تاپ و PMP و گوشی نخواهد بود و در محصولاتی مانند دوربین‌ها، تلویزیون‌ها، ویدئو پروژکتورها و هاردهای اکسترنال نفوذ خواهد کرد. از همان روز اول معرفی (دیروز)، شرکت‌های سازندهٔ بزرگ در این عرصه مثل Broadcom، CSR و Atheros اعلام آمادگی برای پژوهش و توسعهٔ دستگاه‌های برپایهٔ کامپیوتر با استفاده از تکنولوژی بلوتوث ۳ کردند. پس اگر حدود ۹ تا ۱۲ ماه صبر کنید، می‌توانید دستگاه‌هایی با تکنولوژی بلوتوث ۳ را در بازار مشاهده کنید.

بعضی کاربردهای بلوتوث ۳ در دستگاه‌های مختلف:
- انتقال پرونده‌های صوتی و تصویری بین کامپیوتر و گوشی، پخش‌کننده‌ٔ موسیقی و ...
- ارسال تصاویر برای پرینت در پرینترها و کامپیوترها
- ارسال پرونده‌های تصویری به دوربین، گوشی و تلویزیون‌ها

همچنین به این نکته توجه کنید که انتقال یک قطعهٔ صوتی ۶ مگابایتی (یک آهنگ) حدود ۲ ثانیه، یک آلبوم ۱۸۰ مگابایتی حدود ۱ دقیقه، یک سی‌دی ۷۰۰ مگابایتی حدود ۴ دقیقه و یک دی‌وی‌دی ۴ گیگابایتی حدود ۲۵ دقیقه طول می‌کشد! و با توجه به اینکه از تکنولوژی بی‌سیم استفاده می‌کنیم، این اعداد نشانهٔ پیشرفت شگرف در مبحث تکنولوژی‌های بی‌سیم است.
اگر نظری در مورد این مطلب یا بلوتوث ۳ دارید، در همینجا بگویید!

 منبع: سیستم ایران (به نقل از Engadget)



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۳٠

سیستم عامل چیست؟

سیستم عامل
نوشته شده توسط بهداد   
سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۵

سیستم عامل نرم‌افزاری سیستمی است که درون یک فضای ذخیره‌سازی مثل هارد دیسک، درایو نوری (مثل DVD-Writer)، فلاپی دیسک (یا حتی در ROM کامپیوتر) ذخیره شده است. وقتی که کامپیوتر روشن می‌شود، سیستم عامل از دستگاه ذخیره‌شده در آن (مثلا هارد دیسک) از طریق برنامه ROM به حافظه اصلی منتقل می‌شود.
یک سیستم‌عامل کار کنترل موازی اعمال یک کامپیوتر را بر عهده دارد. سخت‌افزار کامپیوتر را مدیریت می‌کند، بر اجرای برنامه‌ها کنترل می‌کند و به کاربر مجموعه‌ای از سرویس‌ها را ارائه می‌دهد. در حقیقت یک سیستم‌عامل مثل یک رابط کاربری بین کاربر و کامپیوتر رفتار می‌کند.
سیستم‌عامل همه اعمال کامپیوتر را مدیریت می‌کند و همه کارهای ساده کامپیوتر را انجام میدهد مثل:
- دریافت ورودی از دستگاه‌های ورودی مثل صفحه‌کلید و موشی
- ارسال خروجی به دستگاه‌های خروجی مثل صفحه‌نمایش و چاپگر
- مدیریت برنامه‌ها در حافظه
- مدیریت پرونده‌های ذخیره‌شده بر روی حافظه
- مدیریت و کنترل همه دستگاه‌های ورودی و خروجی

یک سیستم‌عامل وظیفه مدیریت منابع سخت‌افزاری را بر عهده دارد. مثلا یک برنامه بدون اجازه سیستم‌عامل نمی‌تواند به دستگاه‌های خروجی/ورودی دسترسی پیدا کند یا خود را اجرا کند. سیستم‌عامل این اعمال را از طرف برنامه‌ها در پردازنده مرکزی (CPU) انجام می‌دهد. در حقیقت سیستم‌عامل مانند یک زمینه برای برنامه‌های مختلف اجرایی عمل می‌کند. یعنی کاربر درخواست می‌کند که برنامه‌ای اجرا شود و عمل خاصی را انجام دهد، آنگاه برنامه مورد نظر، درخواست کاربر را به سیستم‌عامل ارجاع می‌دهد. تصویر زیر وضعیت یک سیستم‌عامل در کامپیوتر را نمایش می‌دهد.

وضعیت سیستم‌عامل در کامپیوتر

 


معمولا یک سیستم‌عامل به دو قسمت اصلی تقسیم می‌شود:

۱) قسمت مستقر: این قسمت از سیستم‌عامل به عنوان کرنل شناخته می‌شود. و شامل اعمال و توابع ضروری و بحرانی است، هنگام راه‌اندازی کامپیوتر (Boot) در حافظه اصلی بارگذاری می‌شود و اعمال و توابع مختلفی را در حافظه اصلی انجام می‌دهد.
۲) قسمت غیر مستقر: قسمتی از سیستم‌عامل که فقط هنگام نیاز در حافظه اصلی بارگذاری می‌شود.

در حال حاضر سیستم‌عامل‌ها را به چند دسته معروف می‌توان تقسیم کرد:
- خانواده ویندوزهای مایکروسافت (ویندوز ایکس‌پی - ویندوز ویستا - ویندوز هفت و ...)
- خانواده دسته سیستم‌عامل لینوکس (لینوکس فدورا - لینوکس ردهت - لینکوس مندریوا - لینوکس اوبونتو و ...)
- خانواده دسته سیستم‌عامل Free-BSD (فری بی‌اس‌دی - نت بی‌اس‌دی - اوپن بی‌اس‌دی و ...)
- خانواده مکینتاش (تایگر - لئوپارد و ...)
- خانواده دسته سیستم‌عامل یونیکس

پی‌نوشت: منتظر مقاله‌های تکمیلی در آینده از سیستم ایران باشید

منبع: سیستم ایران



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۳٠

کلیدهای میانبر فایرفاکس

فایرفاکس
نوشته شده توسط بهداد   
شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۷

یک کاربر برای برقراری ارتباط با کامپیوتر نیاز به دستگاه‌های ورودی دارد و دستگاه‌های ورودی امروزه بیشتر شامل ماوس (موشی) و کیبورد (صفحه‌کلید) می‌شوند، بیشتر کامپیوترکارهای حرفه‌ای ترجیح می‌دهند تا جایی که امکانش وجود دارد از کلید‌های میانبر (ShortCut) استفاده کنند تا زمان کمتری را صرف کنند. در ادامه لیستی از کلیدهای میانبر مرورگر محبوب فایرفاکس را می‌توانید مشاهده کنید، برای مثال عبارت «کنترل + A» به معنی این است که کلید Ctrl روی صفحه‌کلید را نگاه دارید و سپس کلید A را بزنید.

 

کلیدهای میانبر فایرفاکس:

- کنترل + A: تمام متن داخل صفحه را انتخاب می‌کند
- کنترل + B: نوار کناری بوک‌مارک‌ها را باز می‌کند
- کنترل + C: متن انتخاب‌شده را کپی می‌کند
- کنترل + D: صفحه کنونی را بوکمارک می‌کند
- کنترل + F: نوار پایینی را برای جستجوی یک عبارت در صفحه باز می‌کند
- کنترل + G: متن بیشتری را میان همان صفحه جستجو می‌کند
- کنترل + H: نوارکناری تاریخچه صفحات وبی را باز می‌کند
- کنترل + I: نوار کناری بوکمارت‌ها را باز می‌کند
- کنترل + J: پنجره دانلود‌ها را باز می‌کند
- کنترل + K: نشانگر را به جعبه جستجو می‌برد و آماده نوشتن ‌برای جستجو میان موتورهای جستجو می‌شود
- کنترل + L: نشانگر را به به جعبه بالایی URL می‌برد تا شما بتوانید یک نشانی اینترنتی جدید وارد کنید
- کنترل + M: برنامه یا سرویس‌دهنده پست‌الکترونیکی شما را باز می‌کند
- کنترل + N: یک پنجره جدید فایرفاکس باز می‌کند
- کنترل + O: یک پرونده (فایل) را از حافظه کامپیوتر باز می‌کند
- کنترل + P: صفحه کنونی را چاپ (پرینت) می‌کند
- کنترل + R: صفحه کنونی را بازخوانی (Refresh) می‌کند
- کنترل + S: صفحه کنونی را بر روی حافظه کامپیوتر شما ذخیره می‌کند
- کنترل + T: یک زبانه (Tab) جدید باز می‌کند
- کنترل + U: منبع و کد صفحه کنونی را نمایش می‌دهد
- کنترل + V: قسمت کپی‌شده را می‌چسباند (Paste می‌کند)
- کنترل + W: زبانه (Tab) یا پنجره کنونی فایرفاکس را می‌بنند (اگر بیشتر از یک زبانه باز باشید، زبانه کنونی را خواهد بست)
- کنترل + X: متن انتخاب شده را می‌برد (Cut می‌کند)
- کنترل + Z: آخرین کار انجام شده را به حالت قبل از انجام آنکار بر می‌گرداند (Undo می‌کند)

منبع: سیستم ایران



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۳٠

آموزش فارسی‌سازی اعداد در ورد

مایکروسافت آفیس
نوشته شده توسط بهداد   
پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۶

برای اینکه در نرم‌افزارهای مایکروسافت آفیس بتوانید اعداد فارسی تایپ کنید، روش‌های مختلفی وجود دارد، یکی از روش‌ها این است که به قسمت Regional Settings موجود در قسمت Control Panel ویندوز مراجعه کنید و همهٔ اعداد را فارسی کنیم، ولی با اینکار همهٔ اعداد ویندوز شما در همهٔ برنامه‌ها فارسی خواهند بود، حتی تقویم و ساعت شما نیز عددها را فارسی نمایش خواهند داد.


روش متداول‌تر و بهترین روش برای اینکار تنظیم کردن نوع اعداد در مایکروسافت ورد است، یعنی می‌توانید تنظیم کنید که اعداد درون متن چگونه نمایش داده‌شوند.


در این روش سه گزینهٔ متداول وجود دارد:

گزینهٔ Context اعداد را بسته به متن آنها نمایش می‌دهد، اگر متن کنار عدد شما فارسی باشد، عدد فارسی نمایش داده می‌شود و اگر متن کنار عدد انگلیسی باشد، عدد انگلیسی خواهد بود، ما این گزینه (یعنی Context) را پیشنهاد می‌کنیم.
گزینهٔ دیگر Hindi است، اگر Hindi را انتخاب کنید، همهٔ اعداد در همهٔ متن‌ها فارسی نمایش داده می‌شوند

و بالاخره گزینهٔ آخر هم System است که همهٔ اعداد را انگلیسی نمایش می‌دهد.


برای نمایش اعداد فارسی در ورد ۲۰۰۳ (Word 2003) از منوی Tools، گزینهٔ Options را انتخاب کنید، زبانهٔ Complex Script را انتخاب کنید و از منوی کشوئی پایین صفحه، گزینهٔ Numeral را بزنید، و از منو گزینهٔ Context را انتخاب کنید.


برای نمایش اعداد فارسی در ورد ۲۰۰۷ (Word 2007) روی دکمهٔ Office کلیک کنید و Word Options را انتخاب کنید، به بخش Advanced بروید و Show Document Content را کلیک کنید و در بخش Numeral گزینهٔ Context را انتخاب کنید.

اعداد فارسی در ورد ۲۰۰۷

 منبع: سیستم ایران



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۳٠

کتاب های پرفروش


در سایتی دیدم نواده مارک تواین حق بهره برداری پنج ساله از دو کتاب تام سایر و هکل بری فین را در برابر یک میلیون دلار به یک شرکت انتشاراتی واگذاشته است. عنایت دارید؟ ما مردم کتابخوانی نیستیم که انتظار داشته باشیم پدیدآورندگان کتاب بتوانند از راه عرق ریزان پررنج ذهنی، گذران کنند. اما حرف حالای من این نیست.

اول بنویسم برای آنچه اینجا می آورم، سند و آمار ندارم. نه اینکه من نداشته باشم، در جامعه ما کسی غم و غصه این آمارها را نمی خورد. بیشتر از تجربه ها و دیده ها و شنیده ها نقل می کنم که در این قرن اخیر کدام کتاب ها بیشتر فروش کرده اند.

قرآن حساب جداگانه یی دارد. خانه مسلمانی نیست که از کلام خدا خالی باشد. شاید چند هزار بار، با انواع شکل ها و سلیقه ها در این صد سال قرآن به چاپ رسانده ایم؛ از عم جزء های قدیمی تا قرآن های بسیار نفیس و با خطاطی هنرمندترین خوشنویسان. در همه جای دنیا همین است. اتفاقی نیست که در قرن پانزدهم میلادی، وقتی گوتنبرگ شیوه چاپ حروفی را اختراع کرد، اولین کتابی که به چاپ داد، انجیل بود. در ایران هم گویا یک کتاب دعا، اولین محصول چاپ حروفی بوده است. غیر از قرآن، مفاتیح و نهج البلاغه و صحیفه هم مکرر چاپ و منتشر می شود.

دیوان حافظ هم بخت چاپ های مکرر و پی در پی، با انواع خط ها، تصحیح ها، روایت ها، تزیین ها، قطع ها و سلیقه ها را داشته است. در خانه ما 10 ، 15 جلدی حافظ هست. اما خوش دارم همان حافظ قدیمی خودم را باز کنم و بخوانم؛ دیوانی کوچک تر از تقویم جیبی، چاپ 1328 شمسی که لبه کاغذ صفحه ها را قرمزرنگ زده اند؛ کار انتشارات علی اکبر علمی. خواندن به کنار، دیوان حافظ هم به طور معمول در تمام خانه ها هست.

اما شاید باورکردنی نباشد که پس از اینها پرفروش ترین کتاب نیم قرن اخیر نه مذهبی است، نه ادبی و نه شعر.

باورتان می شود کتاب آشپزی خانم منتظمی که حالا باید به چاپ چهلم هم رسیده باشد، از پرفروش ترین ها باشد؟ مجموعه کارهای ذبیح منصوری داستان نویسی که بیهوده خود را مترجم می نامید، از نظر فروش اعجاب آور است. خدا می داند از سینوهه، شاه جنگ ایرانیان، امام حسین و ایران و. . . تا امروز چندصد هزار نسخه چاپ شده و به فروش رفته است. ملاحظه کنید حرف من بر سر بهترین ها و معتبرترین ها نیست. دارم پرفروش ها را مرور می کنم. می خواهم عرض کنم در جامعه بی اعتنا به کتابی که داریم، خریداران یا خوانندگان کتاب بیشتر به چه خواندنی هایی توجه نشان می دهند.

در میان کتاب های مرجع، مجموعه سترگ فرهنگ فارسی، تالیف دکتر محمد معین اقبال عموم یافت. از فرهنگ انگلیسی- فارسی حییم هم بیش از منابع مشابه خود استقبال شد. نیز - با دریغ- مجموعه شش جلدی شرح حال رجال ایران یک تحقیق وقت و جان بر بود که در رشته خود نظیری نیافت. کار ارجمند یحیی آرین پور- از صبا تا نیما- هم اثری ماندگار و در زمینه خود، تکرارناشدنی است. چنین کارهایی تنها حاصل بخشی از عمر یک پدیدآورنده نیست؛ چکیده نبوغ او هم هست. در میان همین رشته کار اثر تحقیقی و تخصصی دیگری هم هست؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، کار محمد صدرهاشمی. همین طور کتاب صدسال داستان نویسی در ایران کار حسن عابدینی و تاریخ سینمای ایران، نوشته جمال امید. کارهای گرامی دیگری هم هستند - مثل فرهنگ کوچه، کار شاملو- که خواننده با انصاف از گستردگی و خلاقیت مضمونی آن حیرت می کند.

در تاریخ، کتاب تاریخ مشروطه ایران کار کسروی همچنان پیشتاز است. از نظر اقبال خوانندگان، سرگذشت موسیقی ایران نوشته روح الله خالقی، نمونه خوبی است. کارهایی چون آثار عبدالحسین زرین کوب یا دکتر اسلامی ندوشن یا شفیعی کدکنی یا مصطفی رحیمی و... هم هست که هرگز فروش پرشمار ندارند. اما اهل نظر به این کارها توجه دائم دارند.

صادق هدایت از نویسندگانی است که هرگاه آثار آنان باز منتشر شود، خریدار و خواننده دارد. من در دهه های اخیر چندین مجموعه قابل چاپ از آثار هدایت را با شکل ها و طراحی های همسان و متنوع دیده ام که خیلی زود به فروش رفته است. کتاب های آل احمد هم روی دست ناشر به طور معمول نمی ماند. دولت آبادی، گلشیری، ساعدی، محمود، فصیح، علوی و. . . هم رمان های خوش فروش زیاد دارند. برخی کتاب ها هم هستند که دوره رونق محدود دارند مثل بامداد خمار نوشته فتانه حاج سیدجوادی. رمان های پرتعدادی هم هستند که نقشی جز هدر دادن سرمایه ناشر ندارند.

در شعر- صرف نظر از گذشتگان- مجموعه های شاملو، فروغ، اخوان، سپهری و نیما هنوز و همیشه خواننده دارند. در عین حال کهکشانی از مجموعه شعرهای نوآمدگان هم هر هفته در بازار نشر ظهور می کند که با همان سرعت ظهور فراموش هم می شوند.

حق خیلی ها را خورده ام؛ می دانم. سعی کردم- تکرار می کنم- فروش را در نظر آورم نه درخشانی اثر را. این روزها بازار انواع کتاب های «ماورایی» سکه است. فال، روح، خواب، پیشگویی و... برای من که در این عوالم نیستم، غافلگیری است که بشنوم گروه پرتعدادی از مردم، چه سر و دستی برای این کتاب ها می شکنند.

حرف آخر؟ فروش کتاب ها ربط مستقیمی با رونق جیب و زندگی پدیدآورنده ندارد. پدیدآورنده باید جایی، کاری دست و پا کند تا با آن چرخ مانده زندگی را از ایستادن بازدارد و اگر جانی، وقتی، حوصله یی، توانی و انگیزه یی داشت، اثری پدید آورد. هنوز- با دریغ فراوان- جامعه، نوشتن و پدید آوردن ادبی و هنری را شغل نمی داند.

 منبع: اعتماد، بیست و یکم اردیبهشت



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢٩


محسن مخملباف، کارگردان نام آشنای کشورمان که فیلم‌هایش هنوز هم خاطرات و افتخارات بسیاری را برای ما زنده می‌کند در یادداشتی که در اختیار یاری قرار گرفت حمایت خود را ازمیرحسین موسوی اعلام کرد و به روایت افکار و اندیشه‌های میرحسین موسوی پرداخت.

متن کامل این یادداشت با عنوان«صفر و صد یا کمی بهتر؟» بدین شرح است:

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

3.سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

4.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

5.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

6..بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

7.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

8.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

9.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...

10.به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."

گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."

محسن مخملباف



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢۸

کلمه: بیانیۀ حقوق بشر و حقوق شهروندی مهندس میر حسین موسوی منتشر شد.

موسوی در این بیانیه بر رعایت حرمت و کرامت انسان ها و رعایت حقوق بشر تاکید کرده و دیدگاه ها و اعتقادات خود را در این زمینه به صورت مشروح بیان کرده است.
متن این بیانیه به این شرح است:

تضمین حقوق بشر و آزادی یکی از آرمان‌های اصلی انقلاب مشروطه و انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال 1357 بوده است. در طول تاریخ همواره مردمان صالح مُنادی حقوق بشر و آزادی بوده‌اند و سرآمد همه آن صالحان و پاکان که زندگی خود را وقف تضمین آزادی و کرامت بشر کرده‌اند، پیامبران، با قامتی افراشته و ندایی دلنشین و پرطنین، تأثیری ماندگار‌ و فراگیر داشته‌اند. انقلاب مردم ایران که مرحله‌ای مهم از حرکت آزادی‌خواهانۀ ساکنان این مرز بوم کهن است از جملۀ حرکت‌هایی است که با اتکا به تعالیم معنوی دین راه خود را باز کرد و پیش رفت.
حقوق بشر در ایران مضمون تازه‌ای نیست، اولین اعلامیۀ حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت می‌دهند که در قرآن ذوالقرنین لقب گرفته است. منشور حقوق بشر کورش شهرت و اعتبار جهانی دارد. پس از آن، مضامین حقوق بشر که در متون دینی اسلام انعکاس داشت، ایرانیان را که از ظلم و استبداد ساسانیان به تنگ آمده بودند به خود جلب کرد و به تعالیم اسلام دل سپردند.
ایران معاصر ضمن اینکه با مضامین حقوق بشر به لحاظ تاریخ خود و هم به لحاظ آموزه‌‌های اسلامی آشناست، منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را نیز رسما پذیرفته است. انقلاب مردم ایران نه تنها موازین حقوق بشری بین‌المللی را هرگز مردود نمی‌دانست، استقرار وتضمین آن موازین را به عنوان یکی از مهمترین دستاورد‌های بشری و به عنوان حاصل خرد جمعی همۀ انسان‌ها در قالب شعار "آزادی" مورد تأکید قرار داد. اکثریت مردم به درستی باور داشتند که حقوق بشر، به همان مفهوم جهانی خود، به هیچ وجهی با خدا پرستی و پیروی از تعالیم معنوی اسلام تعارضی ندارد، به همین علت نیز به "جمهوری اسلامی" آری گفتند و در نتیجه، موازین حقوق بشری در کنار موازین اسلامی وارد قانون اساسی ایران شد تا "آزادی" در ایران در پناه "آموزه‌های معنوی اسلام" و در قالب "جمهوری اسلامی" بیش از هر جای دیگر دنیا مورد تضمین و حمایت قرار گیرد.
حقوق بشر در اسلام به عنوان حقوقی خدادادی شناخته می‌شود بنابراین هیچ فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی‌تواند به هیچ طریق حقوق بشر را که از سوی خداوند اعطا گردیده، محدود یا نقض کند و هیچ فردی نمی‌تواند از این حقوق چشم پوشی نماید. این عقیده درقرآن، درقالب کلمات ژرف و آسمانی " و لقد کرمنا بنی آدم" انعکاس یافته است.
حقِ "حیات"، "آزادی"، "مالکیت"، "امنیت"، "حقِ پی‌جویی رشد و سعادت" و "حقِ ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم، به نحوی سازمان یافته و مؤثر، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.
رئیس جمهور بر اساس سوگندی که یاد می‌کند، از جمله وظیفه دارد از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت حمایت کند، پاسخگو باشد و از خود‌کامگی بپرهیزد و قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به او سپرده، همچون امینی پارسا و فداکار به کار برد. من بر این اساس و بنا بر اختیار و تمایل قلبی خود، پیشا‌پیش با مردم پیمان می‌بندم که چنانچه برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرار گیرم:
استقرار حکومت قانون را به عنوان شرط لازم تحقق حقوق بشر و حقوق شهروندی، یکی از اهداف اصلی خود قرار دهم و اصلاحات حقوقی لازم را به عمل آورم تا قانون توسط همه مقامات و سازمان‌های حکومتی مورد رعایت قرار گیرد، از قانون استفاده ابزاری نشود و قانون براساس تفسیر‌هایی سازگار با موازین حقوق بشری به اجرا درآید.
از طریق ایجاد نهادهای مناسب، شرایطی فراهم آورم تا قانون وسیلۀ اعمال خشونت‌های ناروا و موهن قرار نگیرد، خشونت و بی‌عدالتی و تبعیض، قانونی نشود و موازین حقوق بشری و وجدان جمعی جامعه در کنار آموزه‌های معنوی اسلام در وضع مقررات و تهیۀ لوایح مد‌نظر قرار گیرد.
حریم خصوصی افراد را محترم شمارم، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم، از طریق توسعه و تقویت جامعۀ مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانه‌های مستقل و با جلوگیری از سانسور، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.
امنیت تنها امنیتِ دولت نیست، امنیتِ انسانی است. امنیت را برای آحاد مردم برقرار سازم تا آزاد از ترس و رها از نیاز، تحت حمایت قانون زندگی و فعالیت کنند.
در توسعه و تقویت شوراها بکوشم، در امور روستا خود را از روستایی داناتر ندانم و امور شهر را به مردم شهر واگذارم. مدیریت محلی را تقویت کنم.
با اقلیت سیاسی و با رقبا و مخالفان خود منصفانه رفتار کنم و حقوق آنها را برای رقابت و یا مخالفت محترم شمارم. هیچ فردی را شهروند دست دوم تلقی نکنم.
ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم.
از حقوق زنان حمایت کنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیر نمایم.
فعالیت‌های مستقل دانشجویی و دانش‌آموزی را مورد حمایت قرار دهم.
با پی‌ریزی درست نظام اقتصادی، با ایجاد امنیت اقتصادی و با گسترش و تقویت بازار رقابتی، زمینۀ تأمین نیازهای اساسی: " غذا، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش وپرورش و اشتغال " را فراهم آورم. با فساد اداری و مالی مبارزه کنم.
ناتوانی و نیاز و آسیب‌پذیریِِ هیچ شهروندی را وسیلۀ سلطه‌گری و افزون طلبی سیاسی قرار ند‌هم. از سؤاستفاده از اطلاعات اقتصادی و امکانات عمومی جلوگیر کنم. از استخدام کشوری وسازمان اداری به‌عنوان وسیله‌ای برای جلب حمایت افراد و یا به عنوان پاداش و امتیاز برای طرفداران خود استفاده نکنم. امکانات عمومی را وسیلۀ استمرار قدرت خود نسازم.
امنیت شغلی را برای آحاد مردم به‌‌ویژه برای هنرمندان، روزنامه‌نگارن، فعالان سیاسی، ورزشکاران، معلمان، اساتید دانشگاه و کارگران تأمین کنم.
حمایت‌های تأمین اجتماعی را گسترش داده و تقویت کنم به نحوی که همۀ افراد مردم، به‌ویژه زنان، کودکان، روستائیان، کشاورزان، کارگران و سالمندان را به نحو مطلوب پوشش دهد.
زمینۀ ابراز شادی در جامعه را فراهم کنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بکوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم.
به سنن ملی احترام گذارم و از آثار باستانی و میراث فرهنگی به نحو شایسته محافظت کنم.
از حق برابر آموزش حمایت کنم و در جهت حذف گزینش‌های عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم.
دانشجویان، معلمان و اساتید دانشگاه را آنچنان که در خور جایگاه بلند آنان است محترم شمارم.
از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی حمایت کنم، تا بدون ترس از تعقیب و مجازات‌های ناروا، خلاقیت‌های خود را پرورش و بروز دهند و آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شرکت جویند.
حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمرکز، اقوام را در ادارۀ امور خود سهیم کنم.
کرامت انسانی و حقوق شهروندیِ اقلیت‌های دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری کنم.
برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جملۀ حقوق شهروندی به شمار آورم، روند رو به گسترش تخریب محیط زیست را متوقف سازم و با جلب مشارکت عمومی از محیط زیست حفاظت کنم.
آگاهم که به ثمر رساندن این اهدف، با توجه به امکانات حقوقی و حقیقی موجود، کاری است بس دشوار، اما متعهدم در مقام اجرای اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی، سند چشم انداز و تعهدات حقوق بشری که ایران به موجب کنوانسیون‌های بین‌المللی پذیرفته است، با ایجاد معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری، با احیای هیئت پیگیری و نظارت بر قانون اساسی، از طریق تعامل و همکاری سازنده با همۀ دولت‌ها و نهادهای بین‌المللیِ فعال در زمینۀ حقوق بشر، نگرش اسلام ناب محمدی(ص) را به این امر حیاتی و بنیادین که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متجلی شده است تبیین نماییم و با تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی، از طریق انتخاب وزرا و مدیران متخصص، شایسته و مدبر که به حقوق بشر و حقوق شهروندی متعهد باشند و با جلب همکاری سایر قوا، از حداکثر ظرفیت‌های موجود برای تحقق این اهداف و آرمان‌ها استفاده کنم و در عین‌حال ظرفیت‌های فعلی را تا حد ممکن افزایش دهم. صادق باشم و شفاف عمل کنم، مشروعیت خود را در گرو اعتماد و حمایت مردم بدانم، مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیه‌ها و اصناف و نهاد‌های مدنی را در تصمیم‌سازی‌ها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم، حقوق اقلیت و حق مخالفت را محترم شمارم و زمینۀ گفت و گو‌های عقلانی- انتقادی در بارۀ مصالح عمومی را فراهم آورم، بکوشم تا دست‌آوردهای فرهنگ ایران و تعالیم معنوی اسلام در حمایت از کرامت بشر، جایگاه جهانی خود را بیابد و به محافل، اعلامیه‌ها و میثاق‌های بین‌المللی راه یابد، برای گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری و برای زدودن خشونت، به‌ویژه خشونت‌های عقیدتی و سیاسیِ سازمان یافته، تلاش کنم و با توکل به خدا و با استعانت از مردم برای ساختن ایرانی آزاد و آباد بکوشم و نسبت به عهد خود، در برابر خدا و مردم، مسئول و پاسخگو باشم که به گفتۀ پیشوایم حضرت علی (ع) "‌خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بی‌مقدار سازد".

میر حسین موسوی-27/02/1388



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢۸

سرفصل برنامه‌های مهدی کروبی در حوزه فناوری اطلاعات

 

با توجه به تاکید اکیدِ مهدی کروبی بر اهمیتِ حوزه‌ی فناوری اطلاعات و درخواست وی از ستاد برای تدوین سندی در این رابطه، سند «محورها و سرفصل برنامه‌های مهدی کروبی در حوزه فناوری ICT» (هفت سرفصل) تهیه شده در کمیته فناوری اطلاعات ستاد بر پایه‌ی سند تفصیلی مطالعاتی چالش‌ها و راه‌حل‌های این حوزه منتشر شد. (متن کامل برنامه)

جهتِ مشاهده:

سند خلاصه محورها و سرفصل برنامه‌های مهدی کروبی در حوزه فناوری اطلاعات

سند پژوهشی سرفصلِ معضلاتِ حوزه فناوری اطلاعات و راه‌حل‌های پیشنهادی

 

هفت سرفصل این برنامه عبارتند از:

  • جذب و تربیت نیروی انسانی با دانش و بینش
  • احیاء و بسطِ قوانین در حوزه ICT
  • توسعه زیرساخت‌ها
  • حمایت و پشتیبانی از تولیدِ محتوا
  • پیگیری اجرای سند راهبردی و تدوین نظامِ جامع فناوری اطلاعات
  • فرهنگ‌سازی
  • اهمیت‌دهی به فعالیت‌های بینارشته‌ای (interdisciplinary)

خلاصه این برنامه‌ها که در پنج بخش تقسیم‌بندی شده است در شکل زیر قابل مشاهده می‌باشد:

PersianBlog - ویرایش یادداشتبرنامه های فناوری اطلاعات مهدی کروبی

در این زمینه همچنین مراجعه کنید به:

مصاحبه با دکتر محمد خوانساری

مصاحبه با مهندس امیرحسین سعیدی



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢۸

عبدالکریم سروش در مطلبی که روزنامه اعتماد ملی منتشر شد  خطاب به محمود دولت آبادی او را پاسخ ذیل را در جوابیه انتقاد تیز وی قلمی کرده است. مطلب سروش در واکنش به سخنان دولت آبادی است که چندی پیش نسبت به عملکرد سروش در انقلاب فرهنگی انتقاد کرده بود.

مطلب سروش را در زیر بخوانید:

برو به کار خود ‌ای «کاتب» این چه فریاد است
مرا فتاده دل از کف، تو را چه افتاده است
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها داده است
که‌ ای بلندنظر شاه‌باز سدره نشین
«چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است»
«بخوان به دولت محمود و اختر مسعود
سرود عشق، که از هفت دولت آزاد است»
حسد چه می‌بری‌ای «سست نثر» بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن، خداداد است


به جستجو برآمدم که قصه چیست و محمود دولت‌آباد کیست. خبر آوردند خفته‌ای است در غاری نزدیک دولت‌آباد که پس از 30 سال ناگهان بی‌خواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و به حیا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را «شیخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و این همه عقده‌گشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که در پی پوشیدن قبای خجسته صدارت است. 

گزافه و یاوه بسیار شنیده بودم اما این گاف‌های گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی دیگر بود. از هیچکس چندان نرنجیدم که از میرحسین. آخر او می‌توانست به این خفته پریشان‌گو بیاموزد که انقلاب فرهنگی را (برای بستن دانشگاه‌ها) دانشجویان به راه انداختند نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی را (برای گشودن دانشگاه‌ها) امام خمینی بنیان نهاد، نه سروش. و لذا آن «شناعت و سخافت و تقلید مضحک» (به زعم او) کار دیگری بود نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی هفت عضو داشت (و اینک 30 عضو) نه فقط یک عضو و آن هم سروش. و آقای میرحسین موسوی، از 30 سال پیش عضو ستاد انقلاب فرهنگی بود و امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه سروش که 26 سال پیش استعفا داد (و تنها عضو مستعفی ستاد بود). ستاد انقلاب فرهنگی همه‌گونه شیخی داشت جز سروش، که نه روحانی بود و نه کهنسال و نه کهنه‌کار سیاسی. از دکتر شریعتمداری گرفته (متولد 1302) که شیخوخیت سنی داشت تا احمدی، باهنر، مهدوی‌کنی، جلال‌الدین فارسی و حسن حبیبی (متولدان 1312) که مشایخ درجه دوم بودند. نه سروش که متولد 1324 بود و جوان‌ترین عضو ستاد. و آوازه اجتماعی و شیخوخیت سیاسی هم با آن مشایخ بود نه سروش، که تازه از گرد راه رسیده بود و به حکم امام برای خدمت به فرهنگ، در آن ستاد بدون ستاندن قرانی مزد، شبانه‌روزعرق شرافت می‌ریخت. و شیخ روحانی ستاد هم حجت‌الاسلام باهنر و مهدوی و املشی و احمدی و خوشوقت بودند نه سروش. و باری اگر ستاد انقلاب فرهنگی شیخی داشت این شیخ کسی جز شخص شخیص مهندس میرحسین موسوی نبود که پاره‌ای از جلسات ستاد در دفتر نخست وزیری و زیر اشراف و صدارت او برپا می‌شد. و علاوه بر میرحسین، خاتمی و احمدی و شریعتمداری و صادق واعظ‌زاده و... در آن حضور داشتند و گواهان این امرند. و باری شیخ ستاد بودن نه حسن است، نه عیب. آنکه عیب است دروغ زنی و دریوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه استالینی داشتن و فرصت‌طلبانه ژست آزادی‌خواهی گرفتن است. تعجب من این است که چرا مهندس موسوی پرده از این راز ساده بر نمی‌دارد و نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و نظر خود را درباره آن نمی‌گوید تا پریشان گویان، بیش از این سم‌پاشی و فحاشی نکنند. 

نیز خوب بود مهندس موسوی به آن خفته پریشان‌گو آموزش و هشیاری می‌داد که وقتی امروز در تلویزیون می‌گویند وزارت ارشاد به آیین‌نامه انقلاب فرهنگی عمل می‌کند (که به گمان وی غیرقانونی است) و سانسور کتاب می‌کند، این آیین‌نامه دست‌پخت همین شورای انقلاب فرهنگی است که اینک برپاست و میرحسین و حداد و داوری و کچوئیان و رحیم‌پور ازغدی و... اعضای آنند. نه دست پخت ستاد انقلاب فرهنگی که 26 سال است دار فانی را وداع کرده و استخوانش را خاک خورده است. و اگر آن پریشان‌گوی بی‌خبر، شکوه‌ای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آیین‌نامه برایشان تنظیم کرده است نه سروش که خود قربانی آن آیین‌نامه‌هاست و کتاب‌هایش در ارشاد غمباد کرده است. 

حالا بنگرید خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمی‌داند و اعضایشان را نمی‌شناسد و از کارهاشان خبر ندارد و دیروز و امروز را به هم می‌بافد و زمان را در می‌نوردد و دروغ بر دروغ می‌انبارد و جهل بر جهل می‌تند، چون ماموری نامعذور به امید پاداشی موعود حمله بر معلمی یک قبا می‌آورد که از دیدگاه استالینی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسی‌خواهی (و لابد عدم حمایت از میرحسین موسوی) جرمی و خطیئه‌ای ندارد. و حتی نزاکت و ادب مقام را نگاه نمی‌دارد و به میزبان خود که همان شیخ انقلاب فرهنگی است توهین می‌کند و اینقدر نمی‌داند که این میزبان که دولت‌آبادی به حمایت و ترویج‌اش برخاسته، 30 سال است که عضو آن ستاد و شورا بوده است و امضا‌کننده همان آیین‌نامه‌های «غیرقانونی» است که وی از آنها می‌خروشد و می‌گریزد و پیرو و مرید و مقلد و فدایی همان امامی است که بنیانگذار انقلاب فرهنگی است و «مقلد مضحک همان شناعت و سخافتی» است که دولت‌آبادی زبان خود را به لوث کلماتش می‌آلاید. باری از بانیان آن جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی، و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد که حق خادمان فرهنگ را چنین می‌گزارند و به تاوان داشتن رایی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها می‌افکنند و پوست و پوستینشان را می‌کنند و هلهله‌کنان قصه‌اش را بر سر بازار و برزن می‌گویند و در رسانه‌های خبری خود می‌آورند. اما مباد از یاد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصویر موحشی است که هیچگاه از یاد جوانان این دیار نخواهد رفت، شاید آبی به آسیاب آرا بریزد اما آبرویی تحصیل نخواهد کرد. 

مرا هر آینه خاموش بودن اولی‌تر
که جهل پیش خردمند، عذر نادان است
و ما اُبَرّیَ نَفسی وَ ما اُزَکّیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است
مریلند - اردیبهشت 1388



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢٦

طی دو سال گذشته رغبتی برای رفتن به نمایشگاه نداشته و ندارم. اگر چه از نظرگاه حرفه ای خود را موظف می دانم که حتما سری بزنم و بر خلافم میلم سری حتی شده یک روزه و کوتاه می زنم. سال اول با وسایل کوهنوردی و صخره نوردی رفتیم نمایشگاه و بعد از بازگشت عیال به خیال این که شغل دومی در حوزه ساختمان سازی و -عملگی- برای خود دست و پا کرده ایم با تعجب گفت از سر زمین یا همان ساختمان می آیی که بادی به غبغب انداختم و گفتم حاشا و کلا که از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران یا همان اینترنشنال بوک فیر می آیم. نگاهی عاقل اندر سفیه به ما انداخت که خر خودتان تشریف دارید وسط خاک و خل کشتی گرفته اید و می گوید نمایشگاه کتاب ... گذشت و گفتیم امسال شاید کمی تا قسمتی بهتر شود. بعد از طی الارض چهارصد پانصد پله به پایین و بالا در هر نوبت و ساییدگی مفرط غضاریف!!! که منظور همان غضروف ها است در محوطه بسیار یوزر فرندلی یا همان کاربر پسند و زیبا و پر از امکانات رنگارنگ  به خود آمدیم که هیهات تخفیف به عمرت می دهی یا از کتاب می گیری. خرج یک تریپل پلکس غضروف ساز حداقل چند برابر تخفیفی است که در این نمایشگاه خواهی گرفت. به خود آمدیم که ای داد این چه تفکر غیر ادبی، فرهنگی و تخیلی است که از باب تخفیف پای به نمایشگاه گذارده ایم. اینجا را که از بابا تخفیف من و ما نساخته اند. ساخته اند؟ گفتیم به دنبال فضایی فرهنگی نمایشاهی بگردیم که دمی از بی فرهنگی ترافیکی بیاساییم و قس علی هذا ...نشد که نشد که نشد دیدیم این هولوی پوست نکنده بد جور توی گلو گیر می کند. تا به مرز خفگی. وارد هر سالن شدیم کمی تا قسمتی گم شدیم و اگر نشدیم خفه شدیم. هیچ استاندارد و زیبایی و خصلت نمایشگاهی ندیدیم. گفتیم کور باد چشمی که نبیناد و زدیم بیرون ...

***
گویند کسی مناری دزدیده بود و دربه در دنبال جایی مناسب برای آن می گشت ظریفی بدو رسید و گفت فلانی اول چاهی بکن بعد مناری بدزد.

حال حکایت ماست که بی چاه منار دزدیده ایم.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢٦
برگرفته از: http://www.sociran.com/index.php?do=cat&category=internationaldata

داده های عمومی:



پیمایشهای اجتماعی:



نظرسنجی:



داداه های اقتصادی:



داده های سیاسی:



داده های اجتماعی:





داده های فرهنگی:



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۱٩

برگرفته از : نارنجی

رونمایی Kindle DX با صفحه جوهر الکترونیک 9.7 اینچی

By Abbas Vahedi   
Thursday, 07 May 2009

newkindledx_narenji_ir.jpg

کیندل جدید آمازون هم دیروز معرفی شد. این کتاب خوان الکترونیک با صفحه ای تقریبا 2.5 برابر بزرگتر از کیندل معمولی، با تاکید بر کارایی اش برای خواندن روزنامه و مجله رونمایی شده. Kindle DX را از هم اکنون می توان پیش خرید کرد، اما زمان ارائه آن به بازار تابستان امسال اعلام شده است. از خصوصیات فنی مهم این کیندل جدید می توان به این موارد اشاره کرد:  
 
-صفحه نمایش جوهر الکترونیک 9.7 اینچی با 16 سطح کنتراست خاکستری و رزولوشن 1200x824  
-ضخامتی تنها به اندازه یک سوم اینچ (ابعاد: 264x183x97 میلیمتر)  
-حافظه 4 گیگابایتی (تقریبا برای 3500 کتاب)  
-میزان کارکرد باتری هنوز اعلام نشده اما زمان کارکرد آن بسیار طولانی و حداقل به اندازه کیندل های قبلی است.  
-پشتیبانی از فرمت PDF با استفاده از Reader داخلی دستگاه  
-چرخش خودکار متن برای حالت صفحه عمودی و افقی  
- کلید های هدایت گر به سمت راست صفحه منتقل شده اند.  
-سرعت دانلود یک کتاب در دقیقه با استفاده از سیستم 3G داخلی

 

رنگ مشکی در صفحه نمایش کیندل جدید، پررنگ تر از کیندل 2 به نظر می رسد. Kindle DX قابلیت انتخاب اندازه فونت و همچنین موقعیت صفحه افقی، عمودی یا خودکار را برای کاربر فراهم می آورد. اما قیمت 489 دلاری آن چنان زیاد به نظر می رسد که بسیاری پیش بینی می کنند در هنگام ارائه به بازار فروش آن با تخفیف های ویژه ای صورت گیرد.

 

طبق طرح تحول آموزش آمازون، از امروز 300 عدد از کتاب خوان Kindle DX در اختیار شش دانشگاه در آمریکا قرار می گیرد، تا دانشجویان علاوه بر استفاده از آنها، در انجام تست های نهایی محصول به آمازون کمک کنند. البته هنوز مشخص نیست که این کار با هزینه آمازون انجام شده است و یا اینکه دانشگاه ها هزینه آن را پرداخته اند. به هر حال باید منتظر ماند و دید که در رقابت میان کیندل و نشریات چاپی کدام یک برنده خواهند شد، رقابتی که می تواند باعث خوشحالی درختان و محیط زیست گردد.

 

در ادامه مطلب می توانید با دیدن 2 فایل ویدئویی و تعدادی عکس، با کیندل دی ایکس بهتر آشنا شوید.

 

medium_3506992655_3d16715f62_o.jpg

medium_3507800244_d9f1c2e176_o.jpg

medium_3507422369_0be5f66891_o.jpg

medium_3508231504_df4853773c_o.jpg

 

 

 

منبع



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۱٩

حمید ضیایی‌پرور، همشهری

بزرگترین موتور جست‌وجوی چینی موسوم به بایدو (baidu‌) جایگاه گوگل را در پرتعدادترین کشور دارنده کاربر اینترنت اشغال کرد.

به استناد سایت رصد‌کننده الکسا، 10 وب‌سایت برتر جهان که بیشترین بازدید و ترافیک اینترنتی را دارند به‌ترتیب عبارتند از: گوگل، یاهو، یوتیوب، فیس بوک، ویندوز لایو، ‌ام اس ان، ویکی پدیا، بلاگر، مای اسپیس و بایدو. برای اولین بار طی دوران توسعه اینترنت در جهان یک وب‌سایت چینی توانسته است به جمع 10 وب‌سایت پربیننده جهان بپیوندد.

وب‌سایت بایدو در آدرس http://baidu.com یک موتور جست‌وجو گر چینی است که رهبری بلامنازع موتورهای جست‌وجو در چین را بر عهده دارد. چین اکنون با 290 میلیون کاربر اینترنت بالاترین تعداد کاربر را در دنیا دارد؛ با این وجود ضریب نفوذ اینترنت در این کشور با توجه به جمعیت یک میلیارد و 300 میلیون نفری اش حدود 19 درصد است که از متوسط جهانی پایین‌تر است.

بایدو در حال حاضر با داشتن رتبه اول بازدید‌کننده در چین توانسته رقبایی همچون گوگل و یاهو را پشت سر گذاشته و به یکی از بزرگترین وب‌سایت‌های پرترافیک جهان تبدیل شود.
این وب‌سایت همچنین در کشور تایوان رتبه 19 و در کره‌جنوبی رتبه 23 برترین وب‌سایت‌های اینترنتی را به دست آورده است و حتی جایگاه آن در کشور آمریکا 389 است.
با این حال Baidu موتور جست‌وجوگری است که به‌علت معرفی نرم افزارهای قفل شکسته همواره در معرض انتقاد محافل بین‌المللی قرار داشته است.

به‌طور نمونه، اگر در سایت Baidu شما عبارت «Photoshop CS3» را جست‌وجو کنید سه نتیجه نخست آن شما را به سایت‌هایی راهنمایی می‌کند که به وسیله آنها می‌توانید این نرم افزار را به‌صورت رایگان و قفل شکسته دانلود کنید. این در حالی است که لینک سایت رسمی ادوبی واقع در چین که قاعدتاً باید در رتبه نخست قرار بگیرد در رتبه ششم این جست‌وجوگر قرار گرفته است.

این تجربه در رابطه با بسیاری دیگر از نرم افزارهای معروف مانند« Googl2008ر AutoCad»،« Google Earth Pro»، «Camtasia Studio»، «3DS Max»، «Maya» نیز برای کاربران پیش خواهد آمد.

در رابطه با نرم افزار Dreamweaver موضوع جالب‌تر است؛ به گونه‌ای که سایت رسمی ادوبی حتی در صفحه نخست جست‌وجوها نیز جای نمی‌گیرد و در ازای آن، اگر نگاهی به انتهای صفحه بیندازید مشاهده می‌کنید که موتور جست‌وجوگر به شما پیشنهاد جست‌وجوی عبارات مشابه مانند «جست‌وجو برای شماره سریال Dreamweaver یا فایل کرک مربوط» به آن را داده است. حتی سال گذشته شرکت‌های موسیقی مبارزه گسترده‌ای را علیه صنعت اینترنت چین بر سر تکثیر قاچاقی آهنگ‌ها آغاز کرده و دادخواستی را علیه 2سایت مشهور baidu.com و Sohu.com که به انتشار کپی‌های غیرقانونی کمک می‌کنند تنظیم کردند.

با وجود قوانین سخت‌گیرانه حفظ حقوق مالکیت معنوی نرم‌افزارها در کشور چین، این سایت توانسته است محبوبیت فراوانی در بین چینی‌ها کسب کند.

در‌باره بایدو

موتور جست وجوی baidu که دو سوم از سهم بازار جست‌وجوی وب و بازار تبلیغات آنلاین را در چین به تسخیر خود درآورده در سال 1999 با سرمایه‌گذاری مشترک شرکت اینترنتی بایدو و گوگل راه‌اندازی شد. اما گوگل به سرعت از ادامه همکاری با این شرکت منصرف شد. گوگل سهام خود در baidu را فروخت.گوگل 6/2 درصد از سهام این شرکت را در اختیار داشت که آن را چند سال پیش خریداری کرده بود.ظاهرا گوگل به جای تلاش برای کنترل baidu قصد دارد فعالیت‌های خود در چین را افزایش داده و این رقیب سرسخت را از میان بردارد. baidu مشخصات بیش از 350 میلیون صفحه وب را که مربوط به سایت‌های مختلف تجاری است در پایگاه داده‌های خود ثبت کرده است.

نتایج حاصل از آخرین مطالعات انجام شده در کشور چین نشان می‌دهد 70 درصد از کاربران این کشور برای یافتن اطلاعات مورد نظر خود به موتور جست‌وجوی baidu یا گوگل مراجعه می‌کنند.

گوگل نیز در اقدامی برای از بین بردن محبوبیت سایت baidu در بین طرفداران موسیقی در چین اقدام به راه‌اندازی سرویسی در چین کرده است که اجازه دانلود قانونی آهنگ‌ها را به‌صورت رایگان فراهم می‌کند.

موزیلا آنلاین، واحد شرکت موزیلا در چین اعلام کرد که بنا بر توافق این واحد با baidu، استفاده از این موتور جست‌وجو در قسمت ویژه جست‌وجوی تمام نسخه‌های چینی مرورگر فایرفاکس همچنان ادامه خواهد داشت.

موتور جست‌وجوی baidu، از زمان عرضه فایرفاکس 2 در فهرست موتورهای جست‌وجوی نسخه چینی این مرورگر بوده است.
رشد سریع بخش فناوری در چین، این کشور را به بازاری مطلوب برای کمپانی‌های تولید‌کننده محصولات نرم‌افزاری تبدیل کرده است.

سایت baidu بیکار ننشسته و با استفاده از تجربه گوگل برای خریداری وب‌سایت‌های موفق یا راه‌اندازی سایت‌های بزرگ و خدمات تعاملی، دایره‌المعارف مخصوص چینی زبانان را راه‌اندازی کرد. پس از آنکه دولتمردان چینی، اقدام به فیلتر ویکی پدیا آمریکایی کردند، سایت baidu با نگارش برنامه دایره‌المعارف چینی تلاش کرد که امکان انتشار مطالب مورد علاقه کاربران را به آنها بدهد.baidu مطالبی را که دارای جنبه‌های نامناسب، تروریسم و حمله به دولتمردان باشد، فیلتر کرده و در حقیقت در ویکی پدیای خود گامی مهم در جهت کنترل هر چه شدیدتر محتوای تولید شده توسط مردم چین بر می‌دارد.

به‌منظور جلوگیری از هرگونه اهانت به دولت چین و همچنین بروز مشکلاتی برای دستگاه‌های دولتی این کشور، این سرویس جدید که baidupedia نامگذاری شده شدیدا کنترل می‌شود. از زمان مسدود شدن دایره‌المعارف آنلاین ویکی پدیا در چین طی سال 2005، میزان تمایل کاربران این کشور برای استفاده از این مرجع اینترنتی به میزان چشمگیری افزایش یافته است.

مقامات چین به‌منظور جلوگیری از هرگونه خطر سیاسی، قوانین استفاده از اینترنت را بسیار محدود کرده و با کنترل‌های دقیق خود مطالب بیشتر سایت‌ها را سانسور می‌کنند. به گفته«رابین لی» مدیر شرکت baidu اگر چه اساس baidupedia بر مبنای ویکی‌پدیا درست شده، این کار با هدف تخریب دایره‌المعارف بزرگ ویکی پدیا انجام نشده است.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۱٩

برگرفته از: http://mohammadshams.blogspot.com/2009/04/semantic-web-search-engines.html

Mohammad Shams Javi's Blog

موتورهای جستجوی وب معنایی Semantic web search engines

در حال حاضر، بهترین موتور جستجوی وب معنایی، Hakia است.

بعد از مدتی جستجو در مورد “Neural Network Programming” و چند کلید واژه دیگر، فکر میکنم موتورهای جستجوی زیر به ترتیب در رده‌های بعد از Hakia قرار میگیرند:
نتایج حاصل از Hakia در بعضی از موارد، دقت بسیار بالا و جالب توجه‌ای دارند. پیشنهاد می‌کنم خودتان امتحان کنید..!


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۱٤

برگرفته از: روزانه

http://www.dailylink.ir/weblog.php?titr1=R21


تفاوت هوش شناختی (IQ) با هوش هیجانی (EQ)

مفهوم هوش هیجانی نشان می‌دهد که چرا دو نفر با IQ یکسان، ممکن است به درجات بسیار متفاوتی از موفقیت در زندگی دست یابند. هوش هیجانی یک عنصر بنیادین از رفتار انسان است که جدا و متفاوت از هوش شناختی (عقل) عمل می‌کند.

بین IQ و EQ هیچ رابطه شناخته شده‌ای وجود ندارد. شما اصلا نمی‌توانید از روی هوش شناختی یا IQ یک نفر هوش هیجانی او را حدس بزنید. این یک خبر خوب است زیرا هوش شناختی یا IQ انعطاف پذیر نیست. IQ از همان لحظه تولد ثابت است یا دستکم ثبات نسبی دارد. مگر اینکه یک تصادف، مثلا آسیب مغزی آن را تغییر دهد، هیچ کس با یادگیری واقعیت‌های جدید یا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر باهوش نمی‌شود، هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری. اما برعکس، هوش هیجانی، مهارتی انعطاف پذیر است که به آسانی آموخته می‌شود، با اینکه بعضی مردم، نسبت به دیگران، به طور طبیعی هوش هیجانی بالاتری دارند، کسی که حتی بدون هوش هیجانی به دنیا آمده است باز هم می‌تواند در خود، EQ بالا به وجود آورد.

هوش هیجانی یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند. هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها و استفاده از آنها در زندگی است.

هیجان‌ها، شامل حالات خوشایند و ناخوشایند احساسات ما هستند مانند:

▪ خشم: تهاجم، اوقات تلخی، پرخاش، خصومت، تند مزاجی

▪ اندوه: غصه، دلتنگی، عبوسی، ناامیدی، دل شکستگی

▪ ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، وحشت، شوک (ترس ناگهانی)

▪ نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، بیزاری، اکراه

▪ شرم: احساس گناه، حسرت، احساس پشیمانی، افسوس

▪عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، پرستش

▪ شادمانی: شادی، لذت، سعادت شوق، تفریح، آسودگی، وجد، خشنودی

▪ شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب

هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل می‌شود:

۱) خودآگاهی: توانایی شناسایی دقیق هیجان‌های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید. خودآگاهی، کنترل تمایلات خود در نحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل می‌شود. فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی‌واسطه و بدون وقفه دارد. به عبارت دیگر، او در همان زمان که احساسی را تجربه می‌کند، نسبت به آن آگاه است و بدان اعتنا دارد. او می‌‌تواند به خود بگوید، وای، من واقعا احساس حسادت، ترس، خودخوری، قدردانی، غرور، دفاع از خود در برابر انتقاد و ... می‌کنم. در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قورباغه‌ای خواهیم بود که نمی‌داند چه وقت از آبی که آرام به نقطه جوش می‌رسد بیرون بپرد. قورباغه با اینکه به راحتی می‌تواند از آب بیرون بپرد، اگر تغییر درجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد در آب باقی می‌‌ماند. اگر ما بتوانیم احساسات را از قبل پیش‌بینی کنیم، قادر به اتخاذ تصمیماتی خواهیم بود که ما را به شادکامی برساند مانند؛ می‌دانم که پشیمان می‌شوم، می‌دانم احساس گناه خواهم کرد و ... احساسات، صدای درونی ما هستند که ما را راهنمایی می‌کنند. تنها نیاز به گوش دادن به آنها است.

۲) خود- مدیریتی: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجان‌ها» به منظور انعطاف پذیر ماندن و رفتارها را مثبت هدایت کردن، یعنی اینکه بتوانید واکنش‌های هیجانی خود را در مقابل همه مردم و شرایط مختلف کنترل کنید. کنترل هیجان‌ها سبب:

۱) افزایش تحمل کافی و کنترل خشم

۲) کاهش اهانت، زد و خورد و ایجاد مزاحمت

۳) توانایی ابراز خشم به شیوه‌ای مناسب و بدون زد و خورد

۴) کاهش تعلیق و اخراج

۵) کاهش رفتار پرخاشگرانه یا آسیب رساننده به خود

۶) افزایش احساسات مثبت نسبت به شخص خود و دیگران

۷) بهتر کنار آمدن با فشار روانی و کاهش اضطراب و احساس تنهایی می‌شود.

۳) آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درک اینکه دقیقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک می‌کنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید و این همان همدلی است. پس همدلی به معنای درک احساسات دیگران است یعنی خود را جای دیگران گذاشتن، توانایی همدلی، مستقیما وابسته به توانایی تشخیص احساسات و درک آنهاست.

۴) مدیریت رابطه: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجانات دیگران» به منظور موفقیت در کنترل و مدیریت تعامل‌ها، همچنین این توانایی، ارتباط واضح با شرایط و کنترل موثر تعارض‌های دشوار را شامل می‌شود.

بی‌شک همه افراد دوست دارند توسط اطرافیان خود مورد تائید، تقدیر، تشویق، تحسین و قدردانی قرار بگیرند. با هوش هیجانی بالا شما می‌توانید افراد را جذب کنید و برای خود نگه دارید زیرا، به جای اینکه در مورد آنها قضاوت کنید آنها را قبول می‌نمایید، احساساتتان را بیان کرده، آنها را نیز تشویق می‌کنید که اینکار را انجام دهند. مسئولیت احساساتتان را به عهده می‌گیرید و هیچ‌گاه تقصیر را به گردن دیگران نمی‌اندازید، نسبت به احساسات آنها همدلی و مهربانی نشان می‌دهید و آنها را درک می‌کنید، در مورد احساسات و نیازهای آنها حساس هستید ولی خود را مسئول برآورده کردن آنها نمی‌دانید چون هر شخص مسئول احساسات خود است و از این‌رو هرگز احساس سربار بودن نمی‌کنید، آنها را ملامت نمی‌کنید و به آنها حمله نمی‌نمایید، بنابراین نیازی نیست که آنها حالت تدافعی یا ضد حمله به خود بگیرند. آنها را نصحیت نمی‌کنید و به آنها نمی‌گویید چه کاری را انجام دهند، چرا که می‌دانید این کار حس استقلال آنها را از بین می‌برد و خشم آنها را برمی‌انگیزد. نسبت به آنها صادق هستید حتی وقتی که مجبورید چیزی را که برای آنها ناخوشایند است بگویید

فهیمه اسناوندی



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۱٤

برگرفته از: http://khabaronline.ir/news-7494.aspx

اینترنت چقدر بزرگ است؟

اینترنت چقدر بزرگ است؟

فناوری  - کارشناسان معتقدند نمی‌توان حجم واقعی اینترنت را تخمین زد، چراکه هیچ موتور جستجویی قادر به گردآوری تمام این اطلاعات نیست.

تاکنون پیش آمده از خود بپرسید دنیای مجازی چقدر بزرگ است؟ زمانی که جان پلی‌فر، دانشمند بزرگ قرن هجدهم به تاریخ‌چه طولانی زمین پی برد، گفت: «وقتی انسان به ژرفای زمان فکر می‌کند، مغزش از کار می‌افتد». اما شاید اگر این دانشمند ژرفای دنیای مجازی و اینترنتی امروز را می‌دید، ژرفای زمان را از یاد می‌برد و بلایی بدتر بر سر خود می‌آورد.

در سال 2005، یعنی چهار سال پیش، گوگل تخمین زد که حدود 5 میلیون ترا بایت اطلاعات درون اینترنت وجود دارد. این بدان معنی است که به ازای هر یک از 4.5 میلیارد باری که زمین به دور خورشید گردیده، 1 گیگا بایت اطلاعات درون اینترنت وجود دارد! اما این تازه اول ماجرا است.

تخمین‌های اولیه نشان می‌دهد بیش از 1 میلیارد انسان از کامپیوترها و رایانه‌های شخصی خود برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کنند؛ اما به تازگی مشخص شده است که حدود 1 میلیارد انسان دیگر برای حضور در دنیای مجازی از گوشی‌های همراه خود سود می‌برند. این بدان معنی است که اهمیت کاربران گوشی‌های همراه نیز به اندازه دارندگان رایانه‌ها است. چه کسی فکرش را می‌کرد گوشی همراه، چنین نقش مهمی در زندگی روزمره افراد پیدا کند؟

بهترین تلاش‌ها برای تخمین حجم اطلاعات ذخیره شده در اینترنت از سوی موتور جستجوها انجام شده است. تابستان گذشته، پایگاه اینترنتی cuil.com توجه کارشناسان اینترنت را به خود جلب کرد. سازندگان این پایگاه، آن را بزرگ‌ترین موتور جستجوی اینترنتی با 120 میلیارد صفحه اینترنتی فهرست‌شده معرفی می‌کردند؛ اما اندکی پیش‌از افتتاح این سایت، گوگل اعلام کرد که سیستم‌های جستجویش توانسته‌اند تعداد صفحات ذخیره‌شده را به یک‌هزار میلیارد عدد برسانند.

برای تماشای عکس بزرگ، اینجا را کلیک کنید.

با این وجود، کارشناسان مطمئن هستند آمار اعلام‌شده از سوی گوگل تنها کسری کوچک از محتوای عظیم درون اینترنت را نشان می‌دهد. برخی بررسی‌ها نیز پیشنهاد می‌دهد حجم واقعی اطلاعات اینترنت صدها و حتی هزاران برابر آن چیزی است که تاکنون در سرورهای گوگل یا کویل فهرست شده است.

اما یک چیز را می‌توان مطمئن بود! رشد اینترنت و محتوای آن بسیار سریع است. گوگل تخمین می‌زند که هر روز، چند میلیارد صفحه اینترنتی جدید به وب افزوده می‌شود. اگر می‌خواهید تصوری از این مقدار داشته باشید، به این فکر کنید که در همین اندک زمانی که این مطلب را مطالعه کردید، هفت‌صد هزار عنوان جدید به اینترنت افزوده شده است.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۸

برگرفته از وبلاگ: سفید و کرم

 

حتما با کتابهای الکترونیکی یا همان ebooks آشنا هستید. این کتابها معمولا به فرمت pdf بوده و میتوانید آنها را را با نرم افزارهای نمایش فایلهای پی دی اف همچون ادوب ریدر بخوانید. در وب فارسی موضوع کتابهای الکترونیکی به تازگی بسیار داغ و پرطرفدار شده و در این نوشته با ده سایت برتر فارسی در ارائه کتابهای الکترونیکی آشنا خواهید شد.

 

۱- کتابخانه مجازی ایران: این سایت مرجع بسیار خوبی برای دانلود ای بوک میباشد که کتابهای بسیاری با موضوعات مختلف را در اختیارتان میگذارد.

 

۲- پایگاه دریافت کتب الکترونیکی: کتابهای این سایت نیز شمار بالائی داشته و بیشتر در موضعات دینی و اسلامی میبباشند.

 


 

۳- کتابخانه بزرگ آریا:  تعداد بسیار زیادی کتاب با موضوعات متنوع را در این سایت خواهید یافت.

 


 

۴- کتابخانه کتابهای الکترونیکی فارسی:  این سایت به شما امکان جستجو در موضوعات و کلیدواژه ها را به منظور یافتن کتاب مورد نظرتان میدهد تا کتابهای مورد علاقه خود را به آسانی بیابید.

 


 

۵- کتابهای الکترونیکی رایگان: سایتی نوپا اما قدرتمند (و به قدرت وردپرس!) که در آن کتابهای جالبی را خواهید یافت.

 


 

۶- پایگاه کتاب الکترونیکی ایران: سایتی خوب و با دسترسی آسان که در آن کتابهای الکترونیکی خوبی را میتوانید بیابید.

 


 

۷- مرکز دانلود کتاب و مقالات کامپیوتری: کتابخانه ای مجازی با موضوع کتب کامپیوتری

 


 

۸-  کتابخانه نودهشتیا: یک کتابخانه خوب دیگر برای دانلود کتابهای الکترونیکی

 


 

۹- سایت دانلود کتب الکترونیکی فارسی: کتابخانه ای مجازی و بزرگ حاوی تعداد زیادی کتب الکترونیکی

 


 

۱۰- آریانا ای بوک: یک سایت خوب دیگر برای دانلود ای بوکهای متنوع و خواندنی

در لیست فوق ترتیب بر اساس خوبی و بدی سایتها نبوده و نیز ممکن است سایت خوب دیگری هم در این موضوع باشد که به چشم من نخورده باشد. شما هم اگر سایت خوبی در این زمینه سراغ دارید که در لیست فوق نیست در بخش دیدگاهها اضافه نمائید.

 





بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/۸

دیروز، امروز، فردا

تکه های پازل زندگی

که همیشه در چیدن درست آن ها اشتباه می کنیم

و هیچ گاه

فرصتی برای چیدن دوباره ی آن ها پیدا نمی کنیم

 

                                                              فیلسوفک درون



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٦

http://www.radiofarda.com/Content/f2_Espresso_Book_Machine_Blackwell_London_books/1615893.html

کتاب، داغ داغ، فقط در پنج دقیقه

«عابربانک کتاب» در کتاب‌فروشی بلک‌ول در خیابان چرینگ کراس لندن

۱۳۸۸/۰۲/۰۵

انتشارات بریتانیایی «بلک‌ول»، روز جمعه، در بزرگ‌ترین فروشگاه خود در مرکز لندن دستگاهی را رونمایی کرد که در عرض پنج دقیقه هر کتابی را که بخواهید، چاپ‌شده و صحافی‌شده تحویل می‌دهد.

«ماشین کتاب اسپرسو» یا به قول شرکت آمریکایی دارنده امتیاز آن «عابربانک کتاب» دستگاه زیبا و خارق‌العاده‌ای نیست، اما عده‌ای بر این عقیده‌اند که همین دستگاه ساده می‌تواند طلایه‌دار چنان تحولی در جهان ادبیات باشد که از زمان اختراع ماشین چاپ به دست گوتن‌برگ آلمانی در بیش از ۵۰۰ سال گذشته سابقه نداشته است.

کمپانی بلک‌ول می‌گوید که با ظهور این دستگاه دیگر روزگار دردسرها و خرد شدن اعصاب کتاب‌دوست‌ها به سر آمده و دیگر محال است از یک کتاب‌فروشی دست خالی بیرون بروند.

«ماشین کتاب اسپرسو» تاکنون در کشورهای ایالات متحده، کانادا، استرالیا و کتابخانه اسکندریه مصر نیز رونمایی شده است.
کتاب‌دوست‌ها با «ماشین کتاب اسپرسو» به تقریبا ۵۰۰ هزار عنوان کتاب دسترسی دارند، از کپی نسخه اصل «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوئیس کرول تا کتاب آموزش سوزن‌دوزی و قلاب‌بافی.

اما کمپانی بلک‌ول امیدوار است تعداد عناوین قابل چاپ با این دستگاه را تا پایان تابستان سال جاری به بیش از یک میلیون برساند که معادل حدود ۴۰ کیلومتر قفسه کتاب یا کتاب‌های بیش از ۵۰ کتاب‌فروشی است.

در حال حاضر بخش اعظم کتاب‌هایی که این دستگاه برای چاپ در حافظه خود دارد کتاب‌هایی هستند که زمان کپی‌رایت (حق مولف) آنها منقضی شده است، اما کمپانی بلک‌ول در حال مذاکره با ناشران بریتانیایی است تا در آینده بتواند بر تعداد کتاب‌های جدید در فهرست این دستگاه نیز بیفزاید.

«ماشین کتاب اسپرسو» که تاکنون در کشورهای ایالات متحده، کانادا، استرالیا و کتابخانه اسکندریه مصر نیز رونمایی شده بر اساس ایده یک ناشر آمریکایی به اسم جیسون اپستاین ساخته شده و در سال ۲۰۰۸ جزء «اختراعات سال» هفته‌نامه تایم معرفی بود.

در حال حاضر قیمت هر دستگاه عابربانک کتاب ۱۲۰ هزار پوند است، و قرار است در ۶۰ شعبه کتاب‌فروشی بلک‌ول در بریتانیا نصب و راه‌اندازی شود.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸۸/٢/٢

برگرفته از: ویندوز من

http://www.mywindows.ir/?p=31

 

شاید من پایه ای شدم یا بشم برای اولین بار در جهان وب فارسی زبانها و همینطور طراحان سایت که باعث بشم دیگران هم کمی خلاقیت نشون بدم. من در مطلب قابلیتهای جدید IE8 به یه موردی اشاره کردم که در پایان هم یه آرزو کردم که پلاگینش برای وردپرس بیاد و آخرش هم پیدا کردم ولی به اون کیفیت که میخواستم نبود. این قابلیت که آخر همه معرفی کردم web slices بود که گفتم باید وب مسترها این سیستم را سازگار کنند اگر با IE8 الان دارید از وبلاگ من دیدن میکنید در نوار برنامه بجای آیکون RSS یه آیکون سبز رنگ میبینید به شکل زیر توجه کنید:

slices2

این آیکون جدید باعث میشه که بعد از ثبت در علاقه مندیها آخرین مطلب من را خلاصه اش را ببینید. البته این خیلی ساده است که من دارم و چیزهای حرفه ای تر هم وجود داره. چون روی وردپرس به صورت پلاگین نصب میشه امیدوارم وردپرس شناسان اقدامی بکنند که در فارسی زبانها بعضیهاشون را من دیدم واقعا گل میکارند بیان و یه پلاگین و شیوه ای خوب برای نمایشش پیدا کنند.
در واقع زمانیکه IE8 عرضه شد خیلی سریع سایتهای بزرگ دنیا خودشون را با این قابلیت با شیوه هایی بسیار جالب سازگار کردند ولی در ایران هیچ اتفاقی نیافتاد شاید من در glancerss با دوستان شروع بکار روی یه web slices شدیم که فعلا مشغول مطالعه راجع بهش هستیم تا بهترین مدل را در بیاریم شاید الگویی بشه برای بقیه. من توی گوگل خیلی serach کردم که یه سایت فارسی زبان پیدا کنم که web slices داشته باشه و یا حداقل یه توضیحی درباره اون از خودش داده باشه ولی متاسفانه هیچ خبری نیست. درواقع من اولین هستم که به این تکنولوژی هرچند ساده است مجهز شدم و درباره اش مینویسم. توی گوگل یه پدر آمرزیده ای خبر انتشار IE8 را ترجمه کرده بود و در اون درباره web slices هم صحبتی پیش اومده بود که گفته بود این قابلیت را داره و همه بی رحمانه از روی هم کپی گرفتند و رفتند ولی حتی اگر یک نفر از آنها مفهوم web slices را فهمیده باشه من تصویرش را از گوگل گرفتم جالبه:

slices

برای دیدن تصویر بزرگ روی اون کلیک کنید تصویرها را کوچک گرفتم که صفحه سبک بشه و سایت زود لود بشه عکسها بر اساس Ajax هست و موس را داخلش تکون بدی دکمه next میاد برای عکس بعدی حالت گالری داره خوب شده.

همین مطالبی که راجع به web slices منتشر شده به حالت خبری، گفته شده که با web slices همیشه سایتهای مورد علاقه تان را در حالت زنده داشته باشید که تعریف خوبی هست البته تایمر هم داره که میشه تنظیم کرد مثلا مال من روی ۱ ساعت تنظیم شده. و همینطور گفته شده که web slices آخرین مطلب سایت مورد علاقه شما را بدون مراجعه نمایش میدهد. که اینم درست هست ولی web slices فقط محدود به اینها نیست و من بعلاوه این موارد که گفتند اضافه میکنم که web slices حتی میتونه یک preview از تازه های سایت باشه و فقط محدود به مطلب نیست شما هرجور که دوست داشته باشید میتونید webslices خود را طراحی کنید تا حتی بعضی از دکمه های کلیدی سایت را در اون جا بدید. درواقع دنیای اینترنت انقدر بزرگ شده که مردم احتیاج به سرعت بیشتری دارند و دیگه زمان کم میاد بخاطر همین webslices برای کاهش زمان اومده که خارج از تصور شما خیلی هم در دنیا طرفدار پیدا کرده البته این تکنولوژی از قبل از ie8 هم بود ولی با عرضه IE8 کاملا از جا بلند شد هنوز چیزی از عرضه IE8 نگذشته تمام سایتهای خارجی اکثرا دارند به این سیستم رو میارند و الان هر جا میری این آیکون سبز رنگ را مشاهده میکنی بعضی از سایتها که با موضوعات مختلف کار میکنند به یکی از آنها اکتفا نکردند و چند تا گذاشتند نمونه اش تصویر زیر که من از MSN گرفتم:

image_6

اگر شما از فایرفاکس استفاده میکنید یه افزونه یا پلاگین هم براش اومده که میتونید دانلود و نصب کنید و فایرفاکس شما هم قابلیت اینرا پیدا میکنه. من دنبالش گشتم براتون بذارم ولی نمیدونم اسمش چی هست پیداش نکردم ولی میدونم که وجود داره توی سایت خارجیها معرفیش کرده بودند یادم رفت لینک دانلودش را بردارم اگر شما پیدا کردید در نظرات همین پست بذارید تا بقیه هم استفاده کنند. ولی کاربران وردپرس به این لینک زیر برند و افزونه web slices را بگیرند.

http://wordpress.org/extend/plugins/webslicer/

در پایان اینکه هنوز وبمسترهای ایرانی RSS سایتشون ایراد داره و همینطور طراحان سایت هم که یا نمیذارند یا استاندارد نیست و خیلیهاشون هم اصلا مروگرها RSS ساتشون را تشخیص نمیدند ولی سرعت عمل وبمسترها و وب دیزاینهای خارجی ببینید چقدر زیاد است. یکی از موارد مصرف زیاد RSS سایتهای خبری هستند که یه نگاهی به سایتهای خبری خودمون بخصوص ایسنا که آدم حالش بهم میخوره وقتی خروجی سایت را میبینه نمیدونه باید بخنده یا گریه کنه.

من در این پائین برای اینکه قدرت web slices یا web slicer هر دو درسته نشون بدم در پائین یه گالری تهیه کردم از سایتهای خارجی که ببینید چطوری این سیستم را به بازی گرفتند و روش کار کردند. دیدن این گالری خالی از لطف نیست بلکه شاید با دیدنش چیزی دستگیرتون بشه. روی تصویر اولی کلیک کنید و بقیه را از دم next بزنید تا همه را ببینید.

2312219811_56e996d0d5 ie8b2_digg_webslice ie8WebSlice_web ie84 imagge_6 p023_ie8-web-slices ppdhFVcUWldxzzebcTKxYPNoo1_500 timespeople_533 Web%20slices web_slice webslice03

مطلب مرتبط:



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner