كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/٢٤
تمرين ۵ ( مهلت حل تمرین تا دو هفته بعد)

راهنماي پاسخ به پرسش ها

الف. پرسش را تحليل كنيد.

ب. با توجه به گستره پاسخ مورد نياز، منبع يا منابعي را برگزينيد.

ج. در خصوص پاسخ ها با ساير دانشجويان بحث و گفت و گو كنيد.

د. بهترين منبع را برگزينيد.

ه. پاسخ صحيح از منبع غير صحيح مورد تاييد نمي باشد.

و. اطلاعات كتابشناختي منابع را به همراه توصيف گزارماني مفيدي براي خود تهيه كنيد.

ز. مهلت حل تا پایان جلسه بعد ( این جلسه و جلسه بعد) 

1. در صورتي كه آماري در سالنامه ي آماري منتشره توسط مركز آمار ايران گردآوري نشده باشد و يا آمار ذاتا وجود نداشته باشد چگونه از آن مطلع مي شويم؟ آمارهايي كه ارقام آن جنبه تخميني داشته باشد چگونه مشخص مي شود.
2. در حال تحقيق بر روي جغرافياي انساني استان اردبيل بعد از تشكيل استان اردبيل هستيم. آيا آماري وجود دارد كه تعداد بخش‌ها، شهرها و دهستان هاي استان را در سال 83 ارايه كرده باشد.
 3. براي آگاهي از سير حوادث، تصميم گيري‌ها و اخبار مهم اقتصادي سال 79 به صورت روزشمار چه منبعي را معرفي مي كنيد؟.
 4. "تنوره ديو" چيست؟ آيا صحراي كالاهاري مركز "تنوره ديو" مي باشد. يا اين مورد در ساير مناطق نيز حادث مي‌شود.
 5. براي بازديد از جاذبه‌هاي گردشگري استان چهارمحال و بختياري در ايام نوروز نياز به منبعي داريم كه همراه با نقشه، اماكن، تاريخچه استان، تفرجگاه هاي طبيعي، زيارتگاه‌ها و ساير مراكز ديدني آن را معرفي كرده باشد؟ ضمنا به اطلاعاتي در خصوص منطقه بن Ben و پل زمانخان براي اقامت نياز داريم. 6
. براي برنامه ريزي صادرات در شركت تجارتي خود مي بايستي به يك سري آمار و ارقام و اطلاعات در خصوص صادرات كشور در سال 82 دسترسي داشته باشيم؟ آيا شما مي توانيد كمك كنيد.
۷. به منظور نصب، راه اندازي، كاربري و رفع اشكال مداوم سيستم عامل منبع باز Linux Red Hat Fedora چه منبعي را توصيه مي‌كنيد؟
8. مدير مسوول انتشارات "زنجان زرنگار" كيست؟ آدرس دقيق ناشر چيست؟
9. محل فعلي "شوراي كتاب كودك" كجا است؟ آيا اطلاعاتي در خصوص نام مسوول آن، تعداد كاركنان، ساعات و ايام فعاليت و ... در دست مي باشد؟
10. حتما نام مترجم زبردست، توانا و مشهور كشور "نجف دريابندري" را شنيده‌‌ايد. كتاب "چنين كنند بزرگان" او را خوانده‌ايد. اگر تاكنون اين كتاب را نخوانده‌ايد حتما به فكر تهيه يك نسخه از آن براي چندين بار خواندن و خواندن باشيد. آيا "دست‌پخت" ايشان خوشمزه است؟ شما فكر مي كنيد ايشان توانايي پخت انواع غذاهاي خوشمزه را دارند؟ نظر شما چيست؟


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/٢٤

http://www.eng101.info/?__new_url=aHR0cDovL3RubXAuYmxvZ2ZhLmNvbS9wb3N0LTYuYXNweA==

برگرفته از:  خزعبلات یک پیامبر دیوانه   The Nonsense of a Mad Prophet

همه چيز براي کتاب نخواندن مهياست!

دکتر عباس حري

استاد کتابداري دانشگاه تهران

 

   در رسانه ها می‌بینیم، می‌شنویم، یا می‌خوانیم که مردم ما «کم‌خوان»اند، رغبتی به مطالعه ندارند. هر ایرانی در سال، فلان قدر دقیقه کتاب می خواند، و داوری‌های متنوع و فراوانِ دیگر. گویی مردم عناصر مجردی هستند که می توان درباره آن‌ها بدون توجه به عوامل محیطی سخن گفت. آن‌ها هستند که می‌خوانند یا نمی‌خوانند، آن‌ها را باید به باد ملامت گرفت، و از لاکتابی آن‌ها باید گلایه کرد. این کار البته مصلحت اندیشانه‌تر هم هست. توپ را در زمین حریف بینداز و همه مسئولیت‌ها را هم متوجه او کن. هرگاه نورافکن را به طرف مقابل بیفکنیم، طبعا خودمان در تاریکی و به دور از ارزشیابی‌ها و داوری‌ها مصون خواهیم ماند.

   حال اگر بیاییم به همین مردم که ملامت می کشند و خوشند و رنجیدن را کافری می‌دانند، بیندیشیم. آیا اگر از همین مردم حرکتی مشاهده کنیم که حاکی از بی هدفی است سرزنششان نمی‌کنیم؟ مردم حق دارند که کار بدون دلیل و عمل بدون هدف انجام ندهند. وقتی از کسی می‌پرسی «آیا کتاب می‌خوانی؟» و در جواب می گوید که «چرا باید بخوانم؟» منطقی‌ترین و استوارترین پاسخ را داده است. واقعا چرا باید بخوانند؟ هدفدار کردن «خواندن» است که می‌تواند انگیزه روی‌آوری به مطالعه را فراهم کند. کانون این انگیزش‌ها کجاست؟ اشاره ای به برخی از شاخص ترین این کانون‌ها خالی از فایده نیست. خانواده نخستین کانونی است که می تواند انگیزه‌های خواندن را در فرزندان فراهم کند. پدری که ناگزیر است وقتی فرزندش هنوز در خواب است از خانه خارج شود و وقتی هم در دیروقت شا به خواب رفته است به خانه برگردد و مادر که باید به تدبیر خانه بیندیشد و هم مرد و هم زن خانه باشد، چه مجالی برایشان می‌ماند که خود چیزی بخوانند یا فرزند خود را به خواندن ترغیب کنند.

   وقتی در همه زندگی‌ات باید فکر نان باشی، کتاب، آب خواهد بود و کتاب خواندن آب در هاون کوبیدن. همین فرزند، فرزندان دیگران را هم در خیابان و معبر و گذر و تلویزیون می‌بیند، با همه وسایل رفاه و خانواده ای مرفه، و به قول یکی از ارکان دولت، با اتومبیل 300 میلیونی. انصاف را، آیا خواهد اندیشید که آن فرد از کتابخوانی به این مواهب دست یافته است؟ لطفا نگویید «اندرون از طعام خالی دار / تا در آن نور معرفت بینی». چند شب پیش، در همین تلویزیون، در محله‌ای که آب و نفتشان قاطی شده بود، جوانی در مقابل دوربین با خشم می گفت، ما از ابتدایی ترین امکانات زندگی محرومیم، آمده‌اند برای ما کتابخانه تاسیس کرده‌اند!

   کانون خانواده هسته اصلی گرایش‌ها، نگرش‌ها و بسیاری از جریان‌هایی است که بعدها منش و نگرش فرزندان را شکل می‌دهد. هرگاه شرایط برای انگیزش مطالعه فراهم نباشد، سخنان اندرزگونه عمر بسیار کوتاهی در ذهن‌ها خواهد داشت.

   محیط آموزشی خود نقلی دیگر دارد. دانش آموز محبور به اطاعت از یک حکومت محلی (مدرسه) با مانیفستی به نام کتاب درسی است. گوش کن، درست را بخوان، این‌قدر سوال اضافی نکن. اگر دانش آموز حرف شنوی باشی و کتاب درسی را از آغاز تا پایان به ذهن بسپاری، فرد موفقی خواهی بود. به این ترتیب نه نیاز به کتاب جانبی خواهد بود و نه کتابخانه. در نظام آموزشی درسنامه محور، این بیان را هم در مدرسه می‌شنوید و هم در خانه که «درست را خوانده ای که داری کتاب می‌خوانی؟» این بیان حاکی از تلقی مستمر و ماندگار ما از درس است.

   درس یعنی کتاب درسی یا تکالیف درسی. و کتاب «دیگر» یعنی زاینده ای که در خوشبینانه‌ترین شکل، تنها ابزاری فراغتی است که طبعا با سایر ابزارهای فراغتی پرجاذبه‌تر هم توان رقابت ندارد.

   رها شدن نظام آموزشی از «تک متن» است که گستره دانش و بینش دانش آموزان را وسعت می بخشد و نهادینه شدن آن در مدرسه با ایجاد کتابخانه همراه است. در چنین وضعیتی، کتابخانه مددکار معلم و دانش آموز خواهد بود. چیزی که نبودن آن در مدرسه حس می‌شود. در معدود مدارسی که کتابخانه (ضعیف یا مناسب) دارند، از حد محلی برای گذراندن اوقات فراغت (اوقاتی که در مدرسه هم وجود ندارد) فراتر نمی‌رود و هیچ انگیزه آموزشی برای مراجعه به آن نیست. چنین محلی را در بیرون مدرسه هم می‌توان یافت: کتابخانه‌های کانون پرورش فکری. پس چنین کتابخانه یا شبه کتابخانه‌هایی در مدرسه هم چندان دوامی نمی‌آورند. یا فضای آن پس از مدتی، به دلیل کمبود اتاق، تبدیل به کلاس درس می شود یا در آن همیشه قفل است. در ساعت کوتاه تنفس که باید خیلی ضرورت‌های زیستی هم در آن مدت تامین شود! پس از تعطیلی مدرسه هم که باید دانش‌آموزان هر چه سریع‌تر مدرسه را ترک کنند. به این ترتیب، چگونه می توان از وجود کتابخانه در مدرسه سخن گفت.

   رسانه‌ها رسانایی خود را در جهانی خاص سوق داده‌اند. بحث‌های فرهنگی نیز گاه صبغه‌ی سیاسی می‌یابد.

   روی سخن آن‌ها درباره کتاب و مطالعه هم بیشتر با کسانی است که خود اهل کتابند و اگر نقدی، نظری، سرگذشتنامه ای هم در خصوص کتاب و کتابخوانی می‌خوانند، به منظور کسب اطلاع است نه برانگیخته شدن برای کتابخوانی. در نتیجه آن‌هایی که باید از طریق این‌گونه رسانه‌ها برانگیخته شوند، تنها بخشی که از آن به سرعت می گذرند، همانی است که به این‌گونه مسائل پرداخته است. در رسانه فراگیری چون تلویزیون هم که می تواند به دلیل ماهیت تصویری‌اش اثرگذار‌تر باشد، هر برنامه‌ای که به کتاب و اهل‌کتاب می پردازد، چنان سرد و بی‌روح و بدون‌جاذبه عمل می کند که اعضای خانواده را وا می‌دارد تا به سمت برنامه‌ای دیگر میل کنند. کتاب و کتابخوانی در این رسانه با کهولت، فرتوتی، بی‌رمقی، زبان نامفهوم برای همگان و ده‌ها دافعه دیگر همراه است. همین نمادها برای دلزده‌کردن مخاطبان از هر چه مطالعه و متعلقات آن است، کافی است.

   پیوسته می‌خوانیم که مردم فلان کشور در اتوبوس و مترو کتاب می‌خوانند. یعنی که انتظار دارند مردم ما هم چنین کنند. داوری انتزاعی یعنی همین! آیا شرایط اجتماعی و محیطی ما هم مشابه فلان کشور است؟ مدت‌ها انتظار در صف اتوبوسی که به علت تراکم مسافر، در هر ایستگاه تنها چند نفر می‌توانند سوار شوند و مترو که در رفت و برگشت‌های کاری تا گلوگاه انباشته از مسافر است. چگونه انتظار داریم که مسافران کتاب به دست در نهایت آرامش ذهنی کتاب بخوانند. مسافر اتوبوس گاه حتی دستش به میله محافظ اتوبوس هم نمی‌رسد و فقط فشردگی جمعیت است که او را در حالت سرپا نگه می‌دارد. آیا سناریویی مسخره تر از این خواهد بود که کتابی را به دست مسافری بدهیم که بیشتر نقش ستون را تا پایان سفر ایفاء می‌کند و حتی تغییر جهت بدنش هم برای او دشوار است؟

   کتابخانه‌های عمومی که قرار است از عوامل و انگیزه‌های موثر در کتابخوانی باشند، نیاموخته‌اند که کتابخانه عمومی مغازه پوشاک فروشی نیست که منتظر بمانی مشتری وارد شود و جوابش را بدهی. کتابخانه عمومی باید به سمت جامعه حرکت کند، برای خودش ارباب رجوع دست و پا کند، به مدارس سر بزند، در مجامع به شناساندن خدمات خود بپردازد. و این‌ها همه در صورتی است که وقتی به کتابخانه مراجعه شد، بتواند خواست‌های مراجعان را پاسخ دهد. کتابخانه‌های عمومی، بجز معدودی آن هم در چند شهر بزرگ، بسیار منفعلند. در بسیاری از شهر‌های کوچک تر، حتی مردم محلی نیز نشانی جایی به نام کتابخانه را نمی‌شناسند. مشتری عمده آن‌ها دانش آموزان و کنکوری‌ها هستند که از فضای کتابخانه، نه منابع کتابخانه، به عنوان محلی آرام برای انجام تکالیف و مطالعه دروس خود استفاده می کنند. بسیاری از منابع مورد درخواست آن معدود اهل مطالعه هم در کتابخانه نیست و مسوولان کتابخانه‌ها هم تلاشی برای دستیابی به آن منابع از طریق امانت گرفتن از سایر کتابخانه‌ها نمی‌کنند. البته نظام کلان مدیریتی این کتابخانه‌ها هم چنین وضعیتی برای آن‌ها تعریف نکرده است. به این ترتیب، مراجعان کتابخانه‌های عمومی که خود اندک هستند، برخی در صدد مطالعه دروس خود هستند، برخی دیگر آن چه را می‌خواهند، نمی‌یابند، تعداد اندکی علاقه‌مند می‌ماند که آن هم موجودی کتابخانه‌ها قادر نیست پاسخگوی آن‌ها باشد. این گروه کسانی هستند که مشتری بالفعل کتابخانه‌اند. بالقوه‌ها که خیل عظیمی را تشکیل می‌دهند، جذب پدیده‌های دیگری می‌شوند که جاذبه بیشتری دارند. و در خوشبینانه‌ترین حالت، تحقق هدف معین و روشنی را تضمین می‌کنند.

   وضعیت نشر کتاب، که خود شرب‌الیهود دیگری است. شعار «بچاپ و بفروش» (و به قول ظریفی «بچاپ و بچاپ»)، روز به روز پر رنگ‌تر می شود. 2 گروه دست‌اندرکار چنین جریانی هستند، یکی «ناشران» و دیگری «نشرکاران».

   ناشران برای نشر کتاب ملاک‌هایی دارند، خوب و بد می کنند و برای خود رسالتی قائلند، و نشرکاران آن‌هایی هستند که پول سرگردانی داشته‌اند و این عرصه را دارای منافعی یافته‌اند؛ برایشان تفاوت نمی‌کرده در چه عرصه‌ای سرمایه‌گذاری کنند. این عرصه را برگزیده‌اند چون برخوردار از معافیت‌هایی است. عنصری به نام کاغذ را می‌توانند از طریق مجور خود راحت‌تر و ارزان‌تر دریافت کنند. برای «نشرکاران» مهم نیست که کاغذ دریافتی خود را نوشته شده بفروشند یا نانوشته. هر کدام سودش بیشتر باشد ترجیح دارد. کاغذهای نوشته شده هم تابع الگویی به نام سیاست نشر نیست. هر چه مشتری داشته باشد، حتی از «فال نخود» و «کف بینی» باشد باید چاپ کرد. دست‌اندرکاران نشر که زمانی جزو پیشروان و پیشگامان فرهنگی به حساب می‌آمدند، با پیدایش «نشرکاران» به دنباله‌روهای فرهنگی تغییر جهت داده‌اند. بازار آشفته نشر تولیداتی را عرضه می‌کند که مخاطب را از عرصه علم و فرهنگ دور می‌کند و آثار اصیل در این آشفته‌بازار در تنگنا قرار می‌گیرند و می‌رود که حضور شتابزده و ورود بی‌رویه «نشرکاران»، میدان را بر «ناشران» تنگ کند.

   هرگاه در صددیم که تشنگی مطالعه را ایجاد کنیم و آن را افزایش و گسترش دهیم، در مقابل باید به رفع تشنگی هم بیندیشیم. عرصه نشر چنین وظیفه‌ای دارد. اگر در این عرصه توفیق نیابیم، صرف ایجاد تشنگی راه به فلاح نمی‌برد.

   اخیرا در 2 برنامه تلویزیونی در فاصله 2 روز درباره شمارگان کتاب سخن رفت. در یک برنامه میانگین شمارگان کتاب 2000 و در دیگری بین 3000 تا 5000 اعلام شد. حال اگر خوشبینانه خبر دوم را بپذیریم و از این دو رقم میانگین، میانگین بگیریم به متوسط 4000 می‌رسیم. با کمال تاسف باید گفت که در شمارگان کتاب افت داشته‌ایم. چون در زمانی که جمعیت کشور 25 میلیون نفر بود، میانگین شمارگان کتاب‌ها 2000 بود، اکنون که جمعیت به 70 میلیون رسیده است میانگین 4000 است. یعنی شمارگان دو برابر شده و جمعیت 8/2 برابر. یعنی اگر شرایط را هم طی این سال‌ها از جهات مختلف ثابت فرض کنیم، میانگین تیراژ باید 5600 نسخه می‌بود. بنابراین، وضع نشر و کتابخوانی _به عنوان 2 پدیده متعامل_ را باید تکان دهنده خواند.

   فرهنگ در جامعه ما با این که چندین نهاد این کلمه را در نام‌های خود یدک می کشند، غریب افتاده است. سرگردانی در تعریف دامنه فرهنگ و تعیین و تحدید وظایف هر یک از نهادهای فرهنگی سبب شده است مسوولیت‌ها لوث شود. همین سرگردانی راه را برای برخی تقلیل‌ها از جمله تقلیل بودجه‌ها در طول یک سال مالی هموار کرده است و در کمبودهای مالی، نخستین عرصه‌ای که زیر تیغ کاهش قرار می گیرد عرصه فرهنگ است. نیروی انسانی نیز گرفتار چنین معضلی است. انتخاب‌ها و عزل‌ها نه به دلیل قابلیت‌های فرهنگی و علمی که ناشی از ملاحظات دیگری است. کتاب، کتابخوانی، کتابخانه، نشر و آن چه در این چارچوب قرار می گیرد، بیشترین خسارت را از این جریان‌ها متحمل می‌شوند. در این میان دلخوشیم که سالی یک‌بار نمایشگاه کتاب برگزار می‌کنیم و سالی یک‌بار هفته‌ای به نام هفته کتاب داریم. در این ایام پیوسته با آب و تاب سخن می‌گوییم و از قداست کتاب دم می‌زنیم. گویی که عزیز از دست رفته‌ای را گرامی می‌داریم. «هفتم» آن روانشاد که گذشت، همه چیز فراموش می‌شود.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/٢٠

میرزا حسن رشدیه

  

امروز شصت و سومين سال درگذشت " ميرزاحسن رشديه" پدر مدارس جديد ايران و بنيانگذار فرهنگ نوين در كشور است.

اين مرد وطن دوست، معارف‌پرور، خير و نويسنده توانا، به سال  ۱۲۲۸هجري شمسي در يك خانواده روحاني در محله چرنداب تبريز ديده به‌جهان گشود و پدرش ملامهدي تبريزي از روحانيون خوشنام و مورد احترام اين شهر بود.

رشديه پس از سپري كردن تحصيلات ابتدايي آن دوران در مكتب‌خانه‌هاي تبريز، در سن  ۲۱سالگي به يكي از مدارس بيروت رفت و تحت تعليم معلمان فرانسوي قرار گرفت و پس از دو سال از طريق استانبول و ايروان به تبريز باز گشت.

مهمترين و بزرگترين هديه اين مرد سترگ آذربايجان تجربيات سفرش به هم- وطنانش، ابتكار و اختراع "الفباي صوتي" بود كه در اين روش در تقسيم كلمات يا هجاها صداي حروف تجزيه و تركيب مي‌شد.

ايجاد الفباي صوتي توسط رشديه فقيد، راه آموزش را هموار كرد و مشكلات يادگيري نوآموزان در  ۱۳۰سال قبل را رفع نمود.

رشديه پس از هفت سال دوري از تبريز به زادگاهش بازگشت و نخستين مدرسه را به سال  ۱۲۵۵هجري شمسي در محله ششگلان تاسيس و كودكان را با شيوه جديد تدريس الفبا آموزش داد.

اما مقابله و سنگ‌اندازي برخي از ساده‌لوحان در تبريز مانع از ادامه كار رشديه در اين مدرسه شد و وي ناچار به سفر به مشهد شد.

رشديه پس از شش ماه به تبريز بازگشت و همان مدرسه را در بازار اين شهر داير نمود و بارديگر مورد هجوم قرار گرفت و به مشهد رفت.

اين مرد خستگي ناپذير براي سومين بار مدرسه خود را در محله چرنداب راه اندازي كرد ولي بازهم با مخالفت‌هايي روبرو و حتي چند تير به او شليك شد كه به پايش اصابت كرده و وي را مجروح كرد.

رشديه در آن موقع كه دستش را در مشهد شكسته بودند، شعري بدين مضمون سرود:
مرا دوست، بي‌دست و پا خواسته است پسندم همان را كه او خواسته است او پس از تحمل رنج‌ها و انجام ممارست‌هاي بي‌نظير پس از تاسيس شش مدرسه در تبريز، حتي براي سالمندان (اكابر) نيز كلاسي ترتيب داد و در عرض كمتر از  ۹۰ساعت تدريس، خواندن و نوشتن را به آنان آموخت.

اين اقدام رشديه باعث شد اكثريت مردم تبريز هوادار او و دانش جديدش شده و مكتب داران سنتي در اقليت قرار گيرند.

رشديه در رمضان سال  ۱۲۶۵هجري شمسي، نخستين مدرسه به سبك جديد را در تهران در جنب پارك متعلق به امين‌الدوله بنا نهاد.

اين مرد دانش دوست علاوه بر تبريز و تهران، مدارس رشديه در شهرهاي رشت، انزلي، اردبيل و قم را نيز تاسيس كرد.

از ديگر آثار گران سنگ رشديه، نگارش كتاب درسي "وطن ديلي" (زبان مادري) است كه در آن به زبان تركي آذري و با روش علمي مردم ترك زبان تنها با خواندن و آموزش  ۶۰ساعته مي‌توانستند باسواد شوند.

رشديه در نگارش كتاب فوق، از طرز معيشت مردمان آذربايجان الهام گرفته و تدريس الفبا را نيز بر اساس ادبيات شفاهي مردم اين خطه تدوين كرده بود و براي تفهيم بهتر و رساتر واژه‌ها و كلمات، از "آتالار سوزو" (امثال و حكم) استفاده كرد.

كتاب وطن ديلي به طرز زيبايي و به زبان مادري با شيوه‌اي ساده و سليس تاليف شده بود.

رشديه تا سالهاي پاياني عمر خود دست از تعليم و تربيت برنداشت به طوري كه روزي موقع تدريس در كلاس بيهوش گرديد و چون به هوش آمد، پزشك از وي خواست به دليل كهولت سن از تدريس دست بردارد، ولي وي در پاسخ گفت: اگر در همان ساعت كه ضعف كردم، چشم از جهان مي‌بستم، جايم در بهشت بود، چه سعادتي از اين بالاتر كه معلم در حين انجام وظيفه مقدس تعليم بميرد.

اين مرد بزرگ آذربايجان و ايران  ۱۹آذر سال  ۱۳۲۳شمسي و در سن  ۹۷سالگي چشم از ديار فاني بست و در گورستان نو قم به خاك سپرده شد.

بر روي سنگ قبرش نوشته شده است: " آرامگاه ميرزاحسن رشديه اول موسس مدارس جديد در ايران".

قبرش پرنور و روانش شاد.

 



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/۱۳

 

آی تو که پشت ویترین ایستاده ای چارچشم

مثل عاقل ها نگاه می کنی

مثل فیلسوف ها فکر می کنی

مثل کاشف ها تعجب می کنی

و دست آخر مثل احمق ها سرت را می اندازی پایین و می روی

اینجا زمین است

پر از آدم های بازیافتی

 

آدم کهنه جمع می کنیم،

می فروشیم به خدا

و او هم از آن ها  - درست سر بزنگاه –

وقتی مواد اولیه ی مرغوب برای ساختن آدم تمام می شود دست به کار می شود.

آدم های بازیافتی جدیدی درست می کند

 

سرت را نینداز پایین

تا مثل عتیقه تو را در موزه بگذاریم!



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/۱٢
تمرين ۴

راهنماي پاسخ به پرسش ها

الف. پرسش را تحليل كنيد.

ب. با توجه به گستره پاسخ مورد نياز، منبع يا منابعي را برگزينيد.

ج. در خصوص پاسخ ها با ساير دانشجويان بحث و گفت و گو كنيد.

د. بهترين منبع را برگزينيد.

ه. پاسخ صحيح از منبع غير صحيح مورد تاييد نمي باشد.

و. اطلاعات كتابشناختي منابع را به همراه توصيف گزارماني مفيدي براي خود تهيه كنيد.

  1. در جست و جوي شباهت هاي و تفاوت هاي سبك شاعران قرن 13 و اوايل قرن 14 هستيم. براي اين كار مي بايستي ضمن آگاهي بر خصوصيات فردي به شرايط زندگي، آثار و شرحي از زندگي ادبي شاعران نيز دسترسي داشته باشيم . چه منبعي را معرفي مي كنيد.

  2. آيا نمايشنامه نويسي به نام آخوند زاده مي شناسيد؟ درباره او چه مي دانيد؟

  3. جاناتان سوئيفت كيست؟ شهرت اصلي او در چيست؟

  4. آيا مي دانيد ابوسهل ويجن بن رستم الكوهي در چه سالي و كجا به دنيا آمده است؟ درباره او چه مي دانيد؟

  5. آلبركامو كيست؟

  6. به شرح  نسبتا كاملي از زندگي و آثار علاء الدين ابوالحسن علي بن ابراهيم از منجمان مسلمان نياز داريم؟ آيا مي دانيد او به چه نامي مشهور بوده است؟

  7. در حال پژوهشي در خصوص فعاليت هاي عمراني، سياسي و اقتصادي و نيز احوال شخصي نخست وزيران دوره پهلوي هستيم. آيا مي توانيد منبعي معرفي كنيد كه در اين راه بتواند موثر واقع شود.

  8. آيا مي توانيد تاريخچه مبارزات و روند قوام شخصيتي علي اكبر هاشمي بهرماني را در جريان شكل گيري انقلاب ترسيم كنيد؟

  9. به شرح احوالي از نويسنده معروف ادبيات كودكان هوشنگ مرادي كرماني نياز داريم. آيا مي توانيد منبعي معرفي كنيد كه نويسنده اي  زندگي نامه او را فراهم كرده باشد؟

  10. نام پنج اثر به همراه اطلاعات كامل كتابشناختي آنها در حوزه خودسرگذشتنامه ها را بنويسيد؟ اين خودسرگذشتنامه ها مي بايستي شرح حال كاملي از زندگي مشاهير به قلم خودشان و به زبان فارسي باشد.

 

 



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٩/۳

تمرين ۳ 

راهنماي حل مساله:

الف. پرسش را تحليل كنيد.                                        ب. بعد از درك حدود و ثغور پاسخ مورد نياز منبع مناسب را انتخاب كنيد.           پ. مقدمه منبع را مطالعه تا به روش تنظيم و حدود و ثغور مدخل ها پي ببريد.                                                 ت. پاسخ صحيح را همراه با شماره جلد، صفحه و عنوان مدخل  به علاوه اطلاعات كتابشناختي اثر بيان كنيد.                                ث. دقت كنيد پاسخ صحيح از منبع غير صحيح درست نمي باشد.                                        ج. پس از انتخاب هر منبع اطلاعات كاملي از آن براي خود تهيه كنيد.  د. مهلت پاسخ گویی ۱۴ آذرماه می باشد

 

1.     در حال پژوهشي بر روي موضوع "زمينه ميكروموجي 3 كلويني" هستيم. آيا منبعي وجود دارد كه علاوه بر موضوع فوق ساير اطلاعات وابسته به حوزه كيهان شناسي از جمله "انتقال سرخ"، "قانون هابل" و " نظريه حالت پايا" را نيز در كنار هم ارايه كند.

2.     معلم درس علوم از دانش آموزان كلاس دوم راهنمايي خواسته است درباره "پزشكي در اسلام " مطالبي را گردآوري نمايند. چه منبعي را معرفي مي كنيد.

3.    به اطلاعات نسبتا جامعي در خصوص "ابريشم" نياز داريم طوري كه علاوه بر واژه هاي مرتبط  ويژگي ها، چگونگي توليد، چرخه حيات، سنتز پروتئين ابريشم، جدول تركيبات آمينو اسيدي فيبروئين ها، آمينو اسيد سريسين ابريشم را به همراه شكل ها و جداول و نمودارها ارايه كند. ضمنا براي تكميل تحقيق طبقه بندي كرمهاي ابريشم پرورشي را نيز به صورت نموداري ترسيم كرده باشد.

4.    دانشجوي درس مواد و خدمات مرجع رشته كتابداري و اطلاع رساني سوالي در خصوص "مدخل" مطرح نموده است. با توضيحات ارايه شده به نامبرده پي مي بريم به دنبال منبعي است كه به صورت كامل و جامع "مدخل" را توضيح داده باشد. ضمنا به كاربرد و نحوه توليد مدخل در آن منبع نيز پرداخته باشد.

5.    به گفت و گوي زير توجه كنيد. پس از پايان مصاحبه راه حل ارايه كنيد.

مراجعه كننده: سلام

كتابدار: سلام چه كمكي از بنده ساخته است

م: ببخشيد شما مي دانيد استينفو چيست؟

ك: آيا معني لغوي آن را مي خواهيد؟

م: خير اطلاعات كاملي آز آن را مي خواهم.

ك: مي توانم از شما سوال كنم به چه منظوري يا بهتر بگويم براي چه درسي...

م: بله اين ترم واحد درسي مديريت كتابخانه هاي دانشگاهي را دارم. استاد به هر دانشجو تكليفي داده است تا يك شبكه بين كتابخانه اي را معرفي كند. تكليف من در مورد استينفو است.

ك: پ استينفو يك شبكه بين كتابخانه اي است؟

م: بله ...

ك: به عبارت ديگر شما مقاله اي كامل در خصوص نام، تاريخچه، برنامه ها، اعضاء و ... مي خواهيد.

م: بله ...بله ... كاملا صحيح است.

6.    دانش آموزي به دنبال اطلاعات كشورهاي مختلف است. معلم درس جغرافياي عمومي كشورها از دانش آموزان خواسته است اطلاعات عمومي بيشتري از كشورها گردآوري كنند.

7.    دانشجوي رشته گياه پزشكي به دنبال اطلاعات اوليه درخصوص "موزائيك گل كلم" است تا بتواند پايه يك پژوهش كلاسي را در ارتباط با "موزائيك"  پي ريزي كند. چه منبعي را معرفي مي كنيد.

8.    آيا "ابن ميمون" فيلسوف بود. درباره او چه مي دانيد؟

9.     منبعي معرفي كنيد كه به افراد در خصوص مطالعات اوليه در حوزه  اصول عقايد، بنيان هاي فكري، شخصيت ها، منابع و ... مذهب شيعه كمك كند.

10.   " اشاعه گزينشي اطلاعات" چيست؟ توضيحاتي در حد معادل انگليسي، سرنام و حداكثر ده خط توصيف نياز داريم.

 



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner