كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/۸/٢٦
  • تمرین دو: مربوط به درس منابع و خدمات مرجع دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی -مرکز آموزش  کشاورزی کرج
  • دانشجویان گرامی معرفی منبع مرجع به علاوه مشخصات کتابشناختی و صفحه
  • مورد رجوع به  همراه اصل پاسخ الزامی است.
  • ارایه کتبی پاسخ ها یا ارایه در وبلاگ شخصی دانشجو الزامی است. در صورتی که پاسخ ها را در ویلاگ خود قرار می دهید در متن ای میل به آدرس وبلاگ شخصی خود لینک دهید.
    1. اولین و آخرین مدخل لغتنامه دهخدا چیست؟

    2. تفاوت شکلی و ماهوی فرهنگ معین با لغتنامه دهخدا را بیان کنید؟

    3. مقدمه لغتنامه دهخدا به چه نکاتی می پردازد؟

    4. قاعده فهرستنویسی در خصوص رنگ "کارت های پستال" چیست؟ شماره  و متن قاعده را بنویسید.

    5. معادل عبارت "ادبیات جزایر متروک"  را به زبان انگلیسی می خواهیم؟

    6. به اطلاعاتی در خصوص " مذبح تماشاخانه یونانی" نیاز داریم؟ کدام منبع را معرفی می کنید؟

    7. جعل Jo-al  چیست؟ وجه  تسمیه اسطوره ای آن را بیان کنید؟

    8. " همه " در هنر شاعری به چه معنایی است؟

    9. " حب الباقلاء مصری"  به چه معنایی است؟  
راهنمای پاسخ به سوالات
۱. منبع مناسبی را برگزینید
۲. پاسخ صحیح را انتخاب کنید
۳. دقت کنید قبل از انتخاب منبع مناسب به خود پاسخ نیندیشید.
۴. اصل اساسی انتخاب منبع صحیح است.
۵. پاسخ صحیح از منبع غلط صحیح نمی باشد.
۶. تاریخ تحویل تمرینات هفتم آذر ماه می باشد


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/۸/٢٢
منابعی برای مطالعه

درس مرجع شناسی عمومی ( مواد و خدمات مرجع)
۱. مرجع شناسی: شناخت خدمات و کتابهای مرجع/ نورالله مرادی .- تهران: نشر فرهنگ معاصر٬ ۱۳۷۲.
۲. مرجع شناسی و روش تحقیق در ادبیات فارسی/ غلامرضا ستوده .- تهران: سمت٬ ۱۳۷۱.
۳. ماخذ شناسی و استفاده از کتابخانه/ پروین انوار( استعلامی) .- تهران: زوار٬ ۱۳۷۱.
۴. شناختی از دانش شناسی/ هوشنگ ابرامی.- تهران: کتابدار٬ ۱۳۷۹.
۵. فنون پرسش کاوی و پاسخ یابی:.../ جودیت شیک براونا گل: ترجمه محمد حسین دیانی و عبدالحمید معرف زاده: مشهد: آستان قدس٬؟
۶ . جعفربیگلو٬ موسی/ ۷۸؟/  کتابدار مرجع و روان شناسی شناخت/ پیام کتابخانه
راهنمای نگارش مقاله و ارایه سمینار کلاسی
۷. آیین نگارش علمی/ عباس حری.- تهران: دبیرخانه هیئت امنای کتابخانه های عمومی کشوز٬۱۳۸۱
. مجموعه ویلیام ای کتز/ انتشارات کتابدار: تهران٬ ۵-۸۴
الف. وازه نامه ها
ب. منابع ارجاع آماده
ج. دایره المعارف ها
د. کتابشناسی ها
ه. کتابخانه های الکترونیکی و کتابداران مرجع
۸. مرجع شناسی اسلامی / افشین موسوی : کتابدار٬ ۱۳۸۵
۹. مرجع شناسی فارسی عمومی/ قاسم صافی: تهران٬ موسسه فرهنگی سپهر سخن٬ ۸۵
درس رایانه و کاربرد آن
۱. مبانی علوم رایانه/ موسی جعفربیگلو .- تهران: کتابدار٬ ۸۵.
۲. فوریت های اینترنت: راهنمایی جامع .../ موسی جعفربیگلو .-تهران: دبیزش٬ ۷۸.
۳. راهنمای یافتن اطلاعات با کیفیت در اینترنت/آلیسون کوک: مهدی خادمیان .- کتابخانه الکترونیکی٬ ۸۲.
۴. تکنیک ها و ابزارهای جست و جو در اینترنت/ فاطمه فرزانه .- تهران :‌ناقوس٬ ۸۳.
۵. ابزارهای کاوش در اینترنت: اصول ٬‌مهارت ها و .../کیوان کوشا:تهران٬ ۸۱.
راهنمای نگارش مقاله و ارایه سمینار کلاسی
۶. آیین نگارش علمی/ عباس حری.- تهران: دبیرخانه هیئت امنای کتابخانه های عمومی کشوز٬۱۳۸۱.
۷. واژه پرداز ورد / موسی جعفربیگلو .- کتابدار٬ ۸۵


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/۸/٢٢
روش حل تمرین 
الف. بررسی پرسش و تجزیه و تحلیل موضوعی 
ب. انتخاب منبع یا منابع صحیح
پ. ارایه پاسخ مناسب
ت. پاسخ صحیح از منبع غلط صحیح نمی باشد.
ث. برای هر پرسش اول منبع صحیح و سپس پاسخ صحیح را ارایه کنید
ج. ضمنا کلیه پرسش ها و پاسخ ها صحیح را از تمرین یک تا پایان ترم در یک پوشه نگه داری نمایید
 
 
۱. برای آغاز پژوهش در خصوص طرحی تحقیقاتی در حوزه های علوم دامی، دام پروری، دامپزشکی، تولیدات دامی و ... نیازمند بررسی ادبیات موضوع در بخش بررسی وضعیت طرح می باشیم. چه راه حلی را پیشنهاد می کنید.
 
2. استاد کلاس تکنیک های روابط عمومی تکلیفی به دانشجویان ارایه نموده است که بر اساس آن روند توسعه کمی و کیفی انتشارات حوزه های ارتباطات، روابط عمومی، اطلاعات و ... بررسی نمایند. به نظر شما چگونه می توان با سرعت مناسب به نتیجه دلخواه رسید.
 
3. یکی از مدیران ارشد سازمان مدیریت درصدد است برای بودجه بندی سال آتی برآوردی از کمیت انتشارات این سازمان –علی الخصوص جزوات و استانداردهای فنی – در سال گذشته (1371 ) داشته باشد. راهکار شما چیست؟
 
4. مراجعه کننده ای پس از حضور در مقابل میز مرجع سوالی در خصوص مسایل روانی ویژه هنرمندان مطرح می کند. پس از مصاحبه مرجع به نتیجه می رسیم که نامبرده به اطلاعات کتابشناختی عنوانی خاص یعنی " روانکاوی و روان شناسی هنرمند" نیازمند است. بعد از ارایه اثر فوق و ادامه مصاحبه علاقمندی نامبرده را برای مطالعه بیش تر درک می کنید. برای ارضای علاقمندی نامبرده چه فعالیتی را دنبال خواهید کرد.
 
5. در جست و جوی کتابی از یک نویسنده با نام خسروی هستیم. نامبرده در حوزه مسایل جامعه شناختی روستاهای ایران فعالیت هایی پژوهشی داشته است. آیا می توانید اطلاعات کاملی ارایه کنید. آیا اطلاعات سایر آثار نامبرده قابل دسترس می باشد.
 
 6. برای تحقیق در درس تاریخ ادبیات ایران با موضوع ابوریحان بیرونی از کجا می توان شروع کرد.
 7. مدرسی در دانشگاه یک تکلیف ON-Line به دانشجویانی ارایه کرده است که در موقعیت های جغرافیایی مختلف یک کشور زندگی می کنند. تکلیف درسی آن لاین در خصوص کتاب پرورش زنبور عسل می باشد. چگونه می توان دانشجویان را به محل وجود منبع راهنمایی کرد.
 
8. کتابدار کتابخانه ای بر حسب علاقه شخصی در صدد تهیه کتابشناسی استاد شهریار می باشد. چگونه می توان اطمینان داشت که قبل از او کسی این کتابشناسی را تهیه نکرده باشد.
 9. برای سازماندهی منابع موجود در یک کتابخانه کوچک که در سال 84 تهیه شده است و دسترسی کمی به ابزارهای فهرست نویسی دارد چه راه حلی را توصیه می کنید.
 10. به سیاهه نسخ خطی موجود در کتابخانه مجلس نیاز داریم؟ راه حل شما چیست ؟


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/۸/۱٢

درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من! من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم» پوووف! منشي ناپديد ميشه بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من! من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم» پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»!

نتيجهء اخلاقي اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!


درس دوم: يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش راهبه سوار ميشه و راه ميفتن چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار! کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي»!

نتيجهء اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!


درس سوم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين! بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود پيتر گفت: خوبه چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!

نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد!


درس چهارم: من خيلي خوشحال بودم من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلي کمکم کردند دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدي!

نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد


درس پنجم: يه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به
۲۰ تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! ۵ تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!!

نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند!


درس ششم: چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون
اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد.
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد.
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي
۳۰۰۰ متري بهش هديه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟
چهارمي گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا” همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي
۳۰۰۰ متري هديه گرفت!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا” در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن!


درس هفتم: توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره.
زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط
۱۰۰۰ دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره.
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد
۲۰۰۶ رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش ۲۶۰۰۰۰
دلار بود.
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري.
زن: عاليه. اوه
يه چيز ديگه اون خونه اي رو كه قبلا” ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰
دلاره.
مرد: خب
برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن ۹۰۰۰۰۰
دلار بيشتر ندي.
زن: خيلي خوبه. بعدا” مي بينمت عزيزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذارين!


درس هشتم: يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب
اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰
سال از من كوچيكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد
۹۰ سالش شد!

نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!


درس نهم: يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر
۲۵
ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب
بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و
.. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما” يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا” منظور منم همين بود!

نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش


 



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/۸/۸

دانستنی‌ها - همشهري آنلاين:
انستیتوی روابط خارجی آلمان در ماه اوت کلمه ترکی "یاکاموز" را به عنوان "زیباترین کلمه جهان در سال
۲۰۰۷" معرفی کرد.

به گزارش دويچه وله، واژه‌های "هولو" و ‌"ولنگتو" دوم و سوم شدند.

قرار است روز۲۷ اکتبر از برندگان در برلین تقدیر می‌شود.
 
تابستان امسال مسابقه‌ای با عنوان "زیباترین کلمه در جهان" توسط انستیتو‌ی روابط خارجی آلمان در اشتوتگارت برگزارشد. هیئت داوران از بین حدود
۲۵۰۰ کلمه ارسال شده، کلمه‌ "یاکاموز" (Yakamoz)، به معنای "انعکاس ماه در آب" را انتخاب کرد. در این مسابقه نزدیک به ۶۰ کشور شرکت داشتند.

کلمات آلمانی در این مسابقه عبارت بودند از "فرنوه"(Fernweh)، "کویچ‌فیدل" (Quietschfidel) و "هایل‌بوت‌شنیتشن" (Heilbuttschnittchen) که معنای آنها به این ترتیب است: "دلتنگی برای سفر به دوردست"، "آدم سرحال و شلوغ" و "نانی که در آن تکه‌های ماهی وجود دارد".

کلمه چینی "هولو"(hulu)  به معنای "خر و پف کردن" و"ولنگتو" (volongoto  که در زبان آفریقایی لوگاندا به معنی "بی‌نظم" است، به ترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند.

این مسابقه که به مناسبت "سال علوم انسانی" برگزار شد، در روز ۳۱ اوت به پایان رسید.

"کلمه" و "ناکلمه‌" سال

در آلمان هر ساله "کلمه‌ سال" و "ناکلمه‌ سال" هم انتخاب می‌شوند. کلمه‌ سال ۲۰۰۶ "فان مایله" (Fanmeile) است که به جایی می‌گویند که در آن طرفداران ورزش برای دیدن یک مسابقه جمع می‌شوند و از طریق گزارش تلویزیونی، مسابقه را می‌بینند. 

"ناکلمه‌ سال" ۲۰۰۶ "اخراج اختیاری از کشور" (freiwillige Ausreise) است. این واژه در مورد اخراج پناه‌جویانی به کار می‌رود که باید کشور آلمان را ترک کنند و چاره‌ای ندارند جز این که با آن موافقت کنند.



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner