كلاس مجازي
کلاس مجازی کلاس زندگی در دنیای اطلاعات

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

قدرت گرفته از فیدبرنر


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/۳٠

شب شيشه اي مي شكند!

      برنامه شب شيشه اي را اوايل كشف با حرص  و لع شروع به ديدن كردم. دو سه قسمتي گذشت حرصم خوابيد. رشيدپور را دوست داشتم برخلاف نمونه ديگرش ف. ح. كه احساس مي كردم اهل تملق نيست و ريا در كارش موج نمي زند. اينك نيز اين اعتقاد را دارم. مي دانم دست و پايش بسته است. ولي دست و پا بسته از آزادي دم زدن آب در هاون كوبيدن است.  سعي كردم منتقدانه نگاه كنم.  بالاخره بعد از چند قسمت كه الان يادم نيست درست چند قسمت شده ولي بعضي هاش يادمه از جمله باران كوثري، احمد توكلي، رادان بهرام و سردار!، فراهاني، جاسبي، فيروز كريمي، شهاب حسيني، گودرزي، ... سعي كردم يك مشت خاك از نوع مرغوبش خاك قبرستون- پيدا كنم و دوباره به خودم بگويم خاك بر سرت كه هر چه گول مي‌خوري و تحقير مي شوي باز همان قدر بي شعور باقي مي ماني.

  1. در نظر سنجي ها به خصوص وقتي اطميناني از پيش مسجل وجود دارد- با اين شكل است كه اين مهمان شيشه اي ما خيلي خيلي ماه است يا خيلي خيلي گوگوري مگوري است. پيام كوتاه به 3000055 بفرستيد و بگوييد كه چرا اين مهمان ما از خودش خيلي بهتر است! مثلا فلاني در اجرا موفق است يا بازيگري ... خدايا من دلم مي خواهد بگويد هر دو يا هيچ كدام. آقا ايشان توي هيچ كدام موفق نيستند به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را. البته ظاهرا جاسبي استثنا بود و گويي توصيه شده كه البته وسط كار مجري به التماس افتاد كه اس ام اس فرستان حرفه اي بفرستيد كه دوستش داريد.

  2. در سوالات مدام قسم حضرت عباس كه ما هيچ محدوديتي نداريم كه چه سوالي را بپرسيم. محض رضاي خدا يكبار سوالات  مپرس و مگوي مردم را هم از اين جنابان بپرسيد. به خصوص آقاي توكلي، جاسبي شكست خورده گان هميشگي ميان مردم  در انتخابات رياست جمهوري-.

  3. در انتخاب سوژه ها بررسي نشان مي دهد بيشترين آدم ها از طيفي هستند كه دغدغه اصلي مردم نيستند. سينمايي ها كه احترام خودشان و هنرشان واجب آيا دغدغه اصلي مردم هستند. آيا سوالا ت واقعي مردم را از افرادي چون... پرسيده اي؟ دعوت كرده اي؟ مي تواني دعوت كني؟ ليست سياه نداري درست. آيا خودت هم براي خودت ليست سياه درست نكرده اي؟

  4. در پاسخ گويي به پيام هاي كوتاه رسيده هر جا انتقادي باشد مثل اسپند از جا مي پري و هر جا تعريف و تمجيدي باشد متواضعانه دست بر سينه برده و مخلصيم و چاكريم گويان سر تعظيم فرود مي آوري. حتي تا اين اندازه كه طاقت نمي آوري مرا رها كن از اين فكر تنهايي را چرا تكرار مي كني به پرخاش پاسخ مي گويي. كه سليقه من است ( و به شما چه مربوط  كه مجبوريد برنامه مرا ببينيد سليقه شما اهميتي ندارد )

  5. از مجموع ميهمانان شايد كم تر از انگشتان دو دست دغدغه مردم بوده اند.

  6. و به اندازه موهاي سرت دغدغه كه بيرون گودند و تو نمي تواني بدعوتي!

  7. براي محكم كردن جاي پاي خود مدام در حال تعريف از مديراني هستي كه هيچ تذكري به تو نداده اند و نمي دهند ...

  8. در پاسخ به سوال از ميهمان سراينده ات كه مردم مي گويند فلاني حتما پارتي كلفتي دارد كه در همه سريال ها سراينده است خود چه پاسخي براي مردم داري ...

  9. هر چه پيش مي رود سوال ها تكراري و تپق ها بيشتر مي شود.

  10. مجري در برنامه هاي جديدتر كاملا عصبي به نظر مي رسد حتي پشت آن خنده هاي نخودي.

  11. ... كاش يكبار براي هميشه درك و شعور تماشاگر هم محترم مي بود.

 

( بدون ويرايش )



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/٢٥

روز ملی بزرگداشت فردوسی برابر با بیست و پنجم اردیبهشت ماه

روز ملی بزرگداشت فردوسی خجسته باد

فردوسی بزرگ، با سرودن داستان های ملی و تاریخ باستانی سرشار از عظمت و غرور و فر و شکوه، افتخارهای فراموش شده ی روزگاران سرافرازی را به یاد ایرانیان آورد و روح آزادگی و بزرگواری را در آنان دمید و عشق به ایران و خشم و بیزاری از دشمنان ایران را در دل های آن ها برانگیخت.

وی بی هیچ تردید بزرگ ترین شاعر ایران و شاهنامه ی او ارزنده ترین شاهکار جاودانه ی زبان، اندیشه و فرهنگ ایرانی است و بسیاری از پژوهشگران آن را بزرگ ترین حماسه ی جهان خوانده اند.
استاد توس با آگاهی و دانش بی­کران خود از زبان پارسی، پایه های زبان را استواری بخشیده و راه گویندگان پس از خود را هموار ساخته است.

شاهنامه پشتوانه ی زبان ماست و با حفظ زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و سنت ها، داستان ها و تاریخ ملی موجب همبستگی و پیوستگی ملی ایرانیان است.
شاهنامه نمادی از ایستادگی و جاودانگی ملت بزرگ ایران است.

فردوسی، نام و یاد قهرمانان بزرگ ایران زمین را ماندگار کرده، اما در این میان بزرگ ترین قهرمان، خود او و با شکوه ترین حماسه، کار و زندگی اوست.

 

بـناهای آبـاد گـردد خـراب                ز بـاران و از تـابش آفـتـاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند          که از باد و باران نیابد گزند
برین نامه بر عمرها بگذرد                     بخواند هر آن کس که دارد خرد
بسی رنج بردم بدین سال سی           عجم زنده کردم بدین پارسی
جهان کرده ام ازسخن چون بهشت              از این بیش تخم سخن کس نکشت
چو این نامور نامه آمد به بن                   ز من روی گیتی شود پر سُخُن
نمیرم از این پس که من زنده ام           که تـخم سـخن را پراکنـده ام
هرآن کس که دارد هـُش و رای و دین     پس از مرگ، بر من کند آفرین



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/٢٤

استوانه ی سفالین معروف به منشور کورش بزرگ - نخستین متن حقوق بشر در جهان

منشور كورُش بزرگ

نخستین اطلاعیه ی حقوق بشر در جهان

1. «كورش» (در متن بابلی: ‹كو- رَ – آش›)، شاه جهان، شاه بزرگ ، شاه توانمند، شاه « بـابِـل » ‹ با- بی- لیم›، شاه «سـومـر» ‹شو- مـِ- ری› و « اَكَّـد » ‹اَ‌ك- كـَ- دی- ای›، …

2. ... همه جهان
(از اینجا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان كورش ، بلكه به روایت ناظری ناشناخته كه می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود).
3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی كشورش رسیده بود.
4. او آیین‌های كهن را از میان برد و چیزهای ساختگی بجای آن گذاشت.
5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه» ‹اِ- سَگ- ایلَـه› برای شهر «اور» ‹او- ریم› و دیگر شهرها ساخت.
(«اِسَـگیـلَـه/ اِزاگیلا» نام نیایشگاه بزرگ «مردوك» یا خدای بزرگ است. این نام شباهت فراوانی با نام نیایشگاه ایرانی «اِزَگین» در «اَرَتَـه» دارد كه در حماسه سومری «اِنمِـركار و فرمانروای اَرَته» بازگو شده است. آقای جهانشاه درخشانی در آریاییان، مردم كاشی و دیگر ایرانیان (تهران، 1382، ص 507)، «اِزَگین» را به معنای «سنگ لاجورد» می‌داند. از سوی دیگر «كاسیان» نیز رنگ آبی را رنگ خداوند بشمار می‌آوردند و «كاشّـو/ كاسّـو»، نام خدای بزرگ آنان به معنای «رنگ آبی» است. امروزه همچنان واژه «كاس» برای رنگ آبی در گویش‌های محلی بكار می‌رود. برای نمونه در گیلان، مردان با چشم آبی را «كـاس آقا» خطاب می‌كنند. همچنین برای آگاهی از پیوند اَرَتَـه با نواحی باستانیِ حاشیه هلیل‌رود در جنوب جیرفت بنگرید به: مجیدزاده، یوسف، جیرفت كهن‌ترین تمدن شرق، تهران، 1382).
6. او كار ناشایست قربانی كردن را رواج داد كه پیش از آن نبود ... هر روز كارهایی ناپسند می‌كرد، خشونت و بد‌كرداری.
7. او كارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌كرد. اندوه و غم را در شهرها پراكند. او از پرستش «مَــردوك» ‹اَمَـر- اوتو› خدای بزرگ روی برگرداند.
(گمان می‌رود نام «مردوك» با واژه آریایی و اوستایی «اَمِـرِتات» به معنای «جاودانگی/ بی‌مرگی» در پیوند باشد. اما ویژگی‌های دیگر مردوك شباهت‌هایی با «اهورامزدا» دارد و همچون او در سیاره «مشتری» متجلی می‌شده است. همانگونه كه مردوك را با نام «اَمَـر- اوتو‌» می‌شناخته‌اند؛ از او با نام آریایی و كاسیِ «شوگورو» نیز یاد می‌كرده‌اند كه به معنای «بزرگترین سرور» بوده و با معنای اهورامزدا (سرور دانا/ سرور خردمند) در پیوند است).
8. او مردم را به سختی معاش دچار كرد. هر روز به شیوه‌ای ساكنان شهر را آزار می‌داد. او با كارهای خشنِ خود مردم را نابود می‌كرد ... همه مردم را.
9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنـلیل/ ایـلّیل» خدای بزرگ (= مردوك) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترك كرده بودند. (منظور آبادانی و فراوانی و آرامش)
10. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین كه زندگی و كاشانه‌اشان رو به ویرانی می‌رفت، توجه كند. مردوك خدای بزرگ اراده كرد تا ایزدان به «بابِـل» بازگردند.
11. ساكنان سرزمین «سـومِـر» و «اَكَّـد» مانند مردگان شده بودند. مردوك بسوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
12. مردوك به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه كشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب كه او را یاری دهد. آنگاه او نام «كورش» پادشاه «اَنْـشان» ‹اَن- شـَ- اَن› را برخواند. از او بنام پادشاه جهان یاد كرد.
13. او تمام سرزمین «گوتی» ‹كو- تی- ای› را به فرمانبرداری كورش در آورد. همچنین همه مردمان «ماد» ‹اوم- مـان‌مَـن- دَه› را. كـورش با هر « سیاه سر» (همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار كرد.
(در تداول، نامِ بابلی «اومان‌منده» را با «ماد» برابر می‌دانند. اما به نظر می‌آید كه این نام بر همه یا یكی از اقوام آریایی كه در هزاره دوم پیش از میلاد به میاندورود مهاجرت كرده‌ بوده‌اند؛ اطلاق می‌شده است).
14. كورش با راستی و عدالت كشور را اداره می‌كرد. مردوك، خدای بزرگ، با شادی از كردار نیك و اندیشه نیكِ این پشتیبان مردم خرسند بود.
15. او كورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی كه خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی‌داشت.
(ممكن است منظور دیده شدن سیاره مشتری بوده باشد. در باورهای ایرانی، سیاره مشتری نماد آسمانیِ اهورامزدا/ مردوك بوده است. نك به: بارتل ل. واندروردن، پیدایش دانش نجوم، ترجمه همایون صنعتی‌زاده، 1372. او حتی منظور از «سپاه پر شمار او» را نیز ستارگان آسمان می‌داند).
16. لشكر پر شمار او كه همچون آب رودخانه شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ‌افزارها در كنار او ره می‌سپردند.
17. مردوك مقدر كرد تا كورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نَـبـونـید» ‹نـَ- بو- نـَ- اید› شاه را به دست كورش سپرد.
18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَكَّـد و همه فرمانروایان محلی فرمان كورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.
19. مردم سروری را شادباش گفتند كه به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
20. منم « كـورش »، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانمند ، شاه بابِـل ، شاه سومر و اَكَّـد ، شاه چهار گوشه جهان.
(از اینجا روایت به صیغه اول شخص و از زبان كورش بازگو می‌شود. استرابو نقل می‌كند كه « كورش » نامی است كه او پس از پادشاهی و با الهام از رود « كُـر » در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. پیش از این ، نام او «اَگـرَداتوس Agradatus» (اَگـرَداد/ اَگـراداد) بوده است. نك به: جغرافیای استرابو، ترجمه هـ. صنعتی‌زاده، 1382، ص. 319).
21. پسر «كمبوجیه» ‹كـَ- اَم- بو- زی- یَه›، شاه بزرگ، شاه «اَنْـشان»، نـوه «كـورش» (كـورش یكم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش‌پیش» ‹شی- ایش- بی- ایش›، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
22. از دودمـانی ‌كـه ‌همیشه شـاه بـوده‌اند و فـرمانـروایی‌اش را «بِل/ بعل» ‹بـِ- لو› (خداوند/ = مردوك) و «نَـبـو» ‹نـَ- بو› گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم؛
(«نَـبـو» ایزد نویسندگی و دبیـری بـوده ، و نیایشگاه او به نـام « اِزیـدَه » خوانده می‌شده است. ورود كورش «بدون جنگ و پیكار» به بابل، نه تنها در گزارش او، بلكه در متون بابلی همچون «سالنامه نبونید» و نیز در «تواریخ هرودوت» (كتاب یكم) تأیید شده است. برای آگاهی از سالنامه نبونید نگاه كنید به: Hinnz, W., Darios und die Perser, I, 1976, p. 106.).
23. همه مـردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بـابـل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوك دل‌های پاك مردم بابل را متوجه من‌كرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
(پذیرش كورش توسط مردم، در «كورش‌نامه/ سیروپدی» (Curou Paideia) نوشته گزنفون نیز تأیید شده است. گزنفون اظهار می‌دارد كه مردمان همه كشورها با رضایت خودشان پادشاهی و اقتدار كورش را پذیرفته بودند (سیروپدی، كتاب یكم)).
24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
25. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تكان داد ... من برای صلح كوشیدم. نَـبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی كشیده بود، كاری كه در خور شأن آنان نبود.
26. من برده‌داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. مردوك از كردار نیك من خشنود شد.
27. او بر من، كورش، كه ستایشگر او هستم، بر پسر من «كمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،
28. بركت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوك همه شاهانی كه بر اورنگ پادشاهی نشسته‌اند؛
29. و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین» (دریای مدیترانه تا خلیج فارس)، همه مردم سرزمین‌های دوردست، همه پادشاهان «آموری» ‹اَ- مور- ری- ای›، همه چادرنشینان،
30. مـرا خـراج گذاردند و در بـابـل بر من بـوسـه زدنـد. از ... تا «آشـــور» ‹اَش- شور› و «شوش» ‹شو- شَن›.
31. من شهرهای «آگادِه» ‹اَ- گـَ- دِه›، «اِشنونا» ‹اِش- نو- نَك›، «زَمبان» ‹زَ- اَم- بـَ- اَن›، «مِتورنو» ‹مـِ- تور- نو›، «دیر» ‹دِ- ایر›، سرزمین «گوتیان» و شهرهای كهن آنسوی «دجله» ‹ای- دیك- لَت› كه ویران شده بود را از نو ساختم.
32. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی كه بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.
(با اینكه هیچ دلیل قاطعی در زرتشتی بودنِ كورش بزرگ در دست نیست؛ اما او همچون زرتشت به این باور كهن ایرانی پایبند بوده است كه هر كس در پرستش خدای خود و انتخاب دین خود آزاد است. افسوس كه موبدان زرتشتیِ عصر ساسانی با سختگیری‌ و خشونت‌های بی‌شمار و اعمال سلیقه‌های شخصی در تحریف آیین زرتشت، به این دستاورد با ارزش فرهنگ ایرانی آسیب زدند).
33. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَّـد را كه نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوك به شادی و خرمی،
34. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود كه دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم،
(گشایش و بازسازی نیایشگاه‌ها به فرمان كورش، دستكم در یك متن دیگر شناخته شده است. بر این لوح چهار سطری كه از «اَرَخ» در میاندورود كشف شده، آمده است: “منم كورش، پسر كمبوجیه، شاه توانمند، آنكه «اِسَـگیلَـه» و «اِزیـدَه» را باز ساخت.” برای آگاهی بیشتر نگاه كنید به صفحه 156 مقاله W. Eilers در كتاب‌شناسی).
35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مَردوك بگویند: ‘‘به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی می‌دارد و پسرش كمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.’’
(در باورهای ایرانی، «سرای سپند» یا «اَنَـغْـرَه رَئُـچَـنْـگْـه» (اَنَـغران/ اَنارام) به معنای «روشناییِ بی‌پایان و جایگاه خدای بزرگ یا اهورامزدا و بهشت برین است).
36. بی‌گمان در روزهای سازندگی، همگیِ مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم). . . . .
37. … غاز، دو اردك، ده كبوتر. برای غازها، اردك‌ها و كبوتران…
(از سطر 37 تا 45 بخش نویافته‌ای است كه در مقاله « در باره منشور كورش » به آن اشاره شد. این نُه سطر دنباله بلافصل سطرهای پیشین نیست).
38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور- اِنـلیل» ‹ایم- گور- اِن- لیل› را استوار گردانیدم ...
39. ... دیوار آجری خندق شهر را،
40. ... كه هیچیك از شاهان پیشین با بردگانِ به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
41. ... به انجام رسانیدم.
42. دروازه‌هایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روكشی از مفرغ ...
43. ...كتیبه‌ای از پـادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال» ‹آش- شور- با- نی- اَپ- لی›
44. ...
45. ... برای همیشه!


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/٢۳
یک تست روانشناسی

سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید و یک تست روانشانی CSI:Crime Scene Investigation است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:

یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت.

او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است.

 او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود .

اما هیچگاه از او تقاضای ازدواج٬ دوستی یا حتی  شماره تماس نمی کند و دیگر آن مرد را

  نمی بیند.

چند روز بعد او خواهر خود را می کشد.

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را در قسمت یادداشت ها ٬ یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به کامنت ها ( نظرات دیگران) مراجعه کنید  البته جواب صحیح بعد از اینکه یادداشت ها به بیست سی تایی رسید اضافه خواهد شد .

ضمنا نظرات خودتان را فراموش نکنید و برای ما بنویسید تا زودتر پاسخ صحیح درج شود.

برگرفته از:http://mardetanha.blogspot.com


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/٢٢

 

ایده1

اگر همسر شما قصد دارد برای چند روز به جای دوری برود به او بگویید که برایش نگران هستید و با

این کار یک محافظ برای او فراهم کنید.

 سپس به او یک خرس کوچولوی پشمالو بدهید.



 

ایده 2

یک بسته از ستاره های شب نما بخرید و آن ها را روی سقف بالای تخت خواب طوری بجسبانید

 وقتی چراغ خاموش بشوند پیغام شما آشکار خواهد شد.



 

ایده 3

در مناسبتی خاص برای همسر خود یازده شاخه گل رز قرمز و یک رز مصنوعی بخرید. رز مصنوعی را

 در وسط گلهای رز طبیعی جای دهدی به آن کارت تبریک وصل کنید که روی آن نوشته شده باشد:

تا زمانی که اخرین رز پژمرده شود دوستت خواهم داشت.



 

ایده 4

یک دومین به نام همسرتان ثبت کنید مثلا:

www.rebeeka.com

صفحه اصلی دومین را طوری طراحی کنید که در آن یک شعر رمانتیک و یک شاخه گل رز باشد. وقتی

 او با اینترنت کار می کند به طور اتفاقی از او بپرسید آیا جستجو کرده که دومیتی به نامش به ثبت

 رسیده است یا نه؟ از او بخواهید تا اسمش را در قسمت آدرس تایپ کند.



 

ایده 5

برای همسر خود یک آینه با دسته استیل که در قاب آن محل الصاق کارت باشد بخرید و به او هدیه

 بدهید.روی کارت بنویسید:

شما در این آینه تصویر زیباترین زن دنیا را خواهید دید.



 

ایده 6

برای همسرتان به محل کارش گل بفرستید او نه تنها از گل ها لذت خواهد برد بلکه وقتی از طرف

 همکارانش به خاطر این عمل شما مورد توجه قرار بگیرد لذت او دو چندان خواهد شد.

 



 

ایده 7

کتابی را که همسرتان در حال خواندن آن است بردارید و در بخشهای از کتاب که هنوز نخوانده است

 با یک مداد ریز بعضی از حروف را خط بزنید و یا های لایت کنید. به طوری که وقتی حروف کنار هم

 قرار بگیرد یک جمله عاشقانه به دست آید.

به عنوان مثال حروف مشخص شده در همین متن پیغم رمزی زیر را می سازند.

دوستت دارم

حروف های مشخص شده کنجکاوی همسر شما را بر خواهد انگیخت و با کمی دقت جمله شما را

 خواهد خواند. وقت بگذارید تا چنین پیغامی را رمز گزاری کنید.



 

ایده 8

در حالی که با همسرتان در تعطیلات آخر هفته به گردش رفته اید و در طبیعت قدم می زنید یک سنگ

 صاف پیدا کنید و بگویید که آن را به عنوان یک یادگاری مخصوص از این سفر با خود خواهید برد.

بعدا از یک سنگتراش بخواهید که چنین جمله ای را روی آن حکاکی کند: 

 من ربکا را دوست دارم



 

ایده 9

یک کاغذ و چند مداد رنگی بردارید و روی آن یک تصویر بچه گانه بکشید یک خورشید خندان با دو

 دست که روی آن ها دو برچسب باشد که اسامی هر دوی شما روی آن ها نوشته شده باشد و

 قلبی در بین آن که روی آن نوشته اید

دوستت دارم

بعدا یک پاکت بزرگ بردارید و روی آن ادرس محل کار همسرتان را بنویسید و آن را به محل کار

 همسرتان پست کنید .

احتمالا او نامه را در یک روز پر مشغله دریافت خواهد کرد.



 

ایده 10

یکی از سروده های عاشقانه شکسپیر یا شاعر دیگری را به خاطر بسپارید و در حالی که در باغ

 گلی نشسته اید, برایش از حفظ بخوانید. به طور ناگهانی و بی مقدمه خواندن شعر را شروع نکنید

 با حالت شوخ طبعی به او بگوید آیا الان زمان خوبی نیست که برایت شعر عاشقانه بخوانم؟

او احتمالا می گوید بله و انتظار دارد که شما با چنین کلماتی آغاز کنید: گلهای رز سرخ رنگ....در

 عوض شما به چشمانش نگاه کنید لبخند بزنید و در حالی که به آرامی صورتش را نوازش می کنید

 شعر را برایش بخوانید:

آیا تو را با یک روز تابستانی مقایسه خواهم کرد؟

هنر تو دوست داشتنی تر و دلپذیرتر است

بادهای خشن حتما غنچه های ظریف را خواهند لرزاند و  خانه های ییلاقی مدت کنی را در اجاره

 خواهند بود

گه گاه چشم های فروزان آسمان می درخشد

و زمانی می رسد که انوار طلایی خورشید رنگ می بازند

اما تابستان ابدی هرگز کم نور نخواهد شد

تا زمانی که انسان ها نفس می کشند و چشم ها می بینند

و تا زمانی که زندگی هست و به تو زندگی می بخشد دوستت

 دارم و هرگز گرمای محبتت را از یاد نخواهم برد.



 

ایده 11

با اتومبیل به یک روستا در اطراف شهر بروید و با همسر خود روی تپه ای پوشیده از علف دراز

 بکشید و در ابرها مانند بچه ها دنبال شکلهای مختلف بگردید.



 

ایده 12

اگر همسرتان تا دیروقت کار می کند برایش یک بسته مخصوص در کنار ناهارش بگذارید و داخل

 بسته را با بعضی چیزهای مورد علاقه اش از قبیل شکلات , شیرینی , تنقلات و یک آدامس کوچک پر

 کنید.

بعد یک کاغذ بردارید و بنویسید: بسته نجات میشل, یک ضربدر بزرگ قرمز زیر آن بکشید و کاغز را

 روی بسته بچسبانید به همسرتان بگویید : وقتی شرایط خیلی سخت شد بسته را باز کن.



 

ایده 13

اگر در پارک قدم می زنید وسایل بازی را پیدا کنید و با همسرتان تاب بازی کنید . اغلب چنین کاری

 خاطرات خوش دوران کودکی را برایش تداعی خواهد کرد.

 



 

ایده 14

یک رز ساقه بلند را در جایی قرار دهید که همسرتان آن را ببیند در حالی که به همراه آن یادداشتی

 با این مضنون وجود داشته باشد:

ااز این که وارد زندگی من شدی متشکرم



 

ایده 15

اگر همسرتان مشغول کار جدیدی شده است یک نوار کاست بخرید و یکی از آهنگ های مورد علاقه

 اش را روی نوار ضبط کنید و این پیغام را به آخر آن اضافه کنید:

موفق باشی عزیزه دلم, من به تو اطمینان دارم.

نوار را به همسرتان بدهید تا در مسیر راهش به محل کار در اتومبیل به آن گوش کند.



 

ایده 16

برای بیان ایده یک دستگاه واکمن نیاز دارید. اگر شما و همسرتان یک آهنگ خاض را دوست دارید

 وقتی که برای آخر هفته ای رمانتیک بیرون می روید آن آهنگ را همراه خود داشته باشید هنگامی

 که به نقطه رمانتیکی رسیدید به همسرتان پیشنهاد کنید که از اتومبیل پیاده شوید و به موسیقی

 گوش دهید. یکی از گوشی ها را در گوش او و دیگری را در گوش خود قرار دهید و در کنار هم از

 موسیقی لذت ببرید. اگر مکانی که شما انتخاب کردید جایی باشد که معمولا مردم به آنجا نمی روند

 مثلا در یک مکان باستانی هنگام غروب آفتاب یا نوک یک کوه در طول یک سفر این تکنیک موثر تر

 خواهد بود.



 

ایده 17

اگر همسرتان یک حیوان خانگی دارد و آن را خیلی دوست دارد در عید سال نو علاوه بر این که برای

 همسرتان هدیه می خرید یک کادو کوچک هم برای حیوان دست آموزش بخرید.



 

ایده 18

برای قدم زدن به ساحل بروید. یک قلب بزرگ عاشقانه روی شن بکشید همراه همسرتان داخل قلب

 بنشینید و از نگاه کردن به غروب خورشید لذت ببرید.


 


 

ایده 19

از همسرتان برای پیاده روی دعوت کنید. یک کوله پشتی بردارید و وسایل زیر را داخل آن بگذارید:

یک پتو, مقداری میوه در ظرف مخصوص, توت فرنگی, انگور, هندوانه و کیوی , مقداری هم پنیر و نان

 , چند عدد ساندویچ یک بطری نوشیدنی و دو عدد لیوان پلاستیکی.

اگر همسرتان پرسید در کوله پشتی چه چیزای گذاشته اید فقط بگویید مقداری خوراکی زمانی که

 به محل رمانتیک پیدا کردید از او بخواهید برای خوردن خوراکی توقف کنید. کوله پشتی را باز کنید و

 یکی یکی خوراکی ها را خارج کنید. باید آخرین چیزی که بیرون می آورید نوشیدنی و لیوانها باشد.



 

ایده 20

اگر شما از هنر نوازندگی برخوردار باشید می توانید با نواختن موسیقی محیط رمانتیکی را برای

 همسرتان فراهم کنید برای مثال گیتار را تمرین کنید با یکی از اعضای خانواده همسرتان تماس

 بگیرید و از او بخواهید که مثلا راس ساعت 9 او را به حیاط خانه بیاورد به محض این که وارد حیاط

 شد گیتار خود را آماده کنید و یک قطعه آرام و رمانتیک بنوازید.



بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/۱۱
Free Online Full-text Articles
(List limited to journals published online with the assistance of HighWire Press)
HighWire Press is the largest archive of free full-text science on Earth! As of 4/30/07, we are assisting in the online publication of 1,682,579 free full-text articles and 4,299,715 total articles. There are 14 sites with free trial periods, and 37 completely free sites. 236 sites have free back issues, and 952 sites have pay per view!
 
دسترسي به متن  بیش از 1008 مجله كامل وبيش از يک میلیون  مقاله
دسترسی به بیش از 2500 مجله و 120000 مقاله
DOAJ Directory of Open Access Journals


بازدید : مرتبه
تاريخ : ۱۳۸٦/٢/۳
 

مديريت اتوبوسي، مديريت  تاكسي تلفني

                بعضي مديران مي آيند با خود تعدادي را مي آورند. سازمان را فتح مي كنند.  عملا هيچ فعايت بلند مدت و مناسبي را از خود به جاي نمي‌‌گذارند. ايده جديدي ندارند. اشكالات سيستم به قبل از آنها بر مي گردد. با هياهو مي آيند و با هياهو مي روند. موقع رفتن هم گروهي مي روند. اين گروه به نوعي حاميان و پشتيبانان مدير اتوبوسي هستند. مديران تاكسي تلفني به تنهايي مي آيند و به تنهايي مي روند. علاوه بر كشف مشكل دنبال اشكال و راه حل آن نيز هستند. برنامه هاي بلند مدت و با ايده هاي جديد دارند. آرام مي آيند و آرام مي روند.

بعضي از خصوصيات مديران اتوبوسي

  • موقع انتصاب به هر پستي به اندازه يك اتوبوس از نوابغ با خود به همراه دارند

  • ايستاده هاي وسط اتوبوس از سر و كول هم بالا مي روند

  • تعداد  زيادي از جاماندگان دنبال اتوبوس مي دوند

  • در هر ايستگاه براي سوار و پياده شدن تعدادي از سواره هاي قبل جامانده و تعدادي از جامانده ها سوار مي شوند ( مديريت سفارشي)

  • فرهنگ سازماني به فرهنگ اتوبوس كاملا شبيه است. ( موقع عزل و نصب ها پياده شو بينيم بوا براي عزل... يا بپر بالا بريم جانموني براي نصب )

  • در صورت نياز از كمك راننده – معاون -  استفاده خواهد شد. در صورت عدم نياز او را هم پياده خواهيم كرد.

  • براي سوار شدن در اتوبوس حتما استفاده از  بليت حاميان الزامي است ( روابط به جاي ضوابط يعني پارتي)

  • معمولا ناف اين گونه مديران را با مدير كلي بريده اند. به صورت طبيعي بايد مدير كل يا رييس باشند. مهم نيست در چه پستي با چه تخصصي، مهم مدير بودن آنها است.

  • هميشه ديگران را به ديده حقارت مي نگرند. نگاه از بالا به پايين.

  • در هر محلي كه احساس كنند اتوبوس را مجبور به دور زدن مي كنند.

  • كارهاي سازمان را در منزل و كارهاي منزل را در سازمان انجام مي دهند.

  • براي انجام هر كاري دنبال يك سفارش كننده مي گردند.

  • خانواده آنها نيازمند استفاده از امكانات سازماني هستند. چرا كه مدير نمي تواند به علت مشغله زياد به آنها رسيدگي كند.

  • هميشه براي هيچ كاري وقت ندارند.

  • هيچ گاه براي خانواده به اندازه كافي وقت ندارند. خانواده نيز هيچ گاه اين موضوع را نمي پذيرد.

  • مبناي ارزيابي از خود و سازمان را بر كميت  فعاليت ها مي گذارند.

  • اساس فعاليت بر نبوغ خود انگاشت استوار است.

  • از نظر خانواده و فاميل تقريبا در انزوا هستند.

  • در اتوبوس او هميشه جاي براي همه تنگ است.

  • موقع ورود به هر سازمان بار و بنديل زيادي براي گسترانيدن دارند.

  • موقع رفتن از پستي به پست ديگر باز هم يك اتوبوس از نوابغ دنبال او به راه خواهند افتاد.

تعدادي از خصوصيات مديران تاكسي تلفني

  • موقع انتصاب به هر پستي با تاكسي تلفني و به تنهايي مي آيند. ( كسي همراه آنها نيست)

  • خود را مجاز به سوار كردن افراد بدون دليل در تاكسي تلفني نمي بينند. يا تاكسي فقط مجاز به حمل سرنشين مصوب است نه بيش تر.

  • فرهنگ سازماني تاكسي تلفني حاكم است . (‌ جسارتا مقصد جنابعالي كجا است. )

  • كسي دنبال تاكسي تلفني نمي دود.

  • در صورت نياز از افراد بهره خواهد جست.

  • ناف اين گونه مديران را با مدير كلي و رياست نبريده اند.

  • نگاه آنها به افراد سازماني نگاهي همراه با احترام متقابل است.

  • كارهاي سازمان را در سازمان و كارهاي منزل را در منزل انجام مي دهند.

  • به موقع سازمان را ترك مي كنند. ( حسب شرايط و ميزان كار)

  • بيماري بيشماني سازماني ( زياد ماندن در اتاق كار) ندارند.

  • خانواده آنها خودشان امورات خود را كنترل مي كنند.

  • در فاميل و خانواده در وسط حلقه جاي دارند.

  • هميشه باري خانواده به اندازه كافي وقت دارند. اگر چه در همه زمان ها به يك نسبت نباشد. خانواده نيز اين موضوع را درك مي كند.

  • در تاكسي تلفني آنها به روي هيچ كس بسته نيست. در صورت نياز به راحتي پياد مي شوند و جاي خود را به ديگري مي دهند.

  • هيچ گاه براي كسي خارج از توان و استعداد واقعي سفارش ندارند.

  • موقع ورود به هر سازمان با يك كيف دستي ساده مي آيند.

  • براي هيچ كاري دنبال حامي يا سفارش دهنده نمي گردند.

  • فقط در محل هاي ويژه دستور دور زدن مي دهند.

  • اساس فعاليت ها بر كار تيمي است.

  • مبناي ارزيابي از خود و سازمان را بر كيفيت  فعاليت ها مي گذارند.

  • موقع رفتن دوباره به همان تاكسي تلفني زنگ مي زنند.

 



پيش نوشت‌ها
امکانات جانبی

ایمیل خود را برای اشتراک در فید کلاس مجازی وارد کنید:

Delivered by FeedBurner